گمنام

گمنام

همه نظرات برام باارزشه
ولی گاهی ترجیح میدم در برابر بعضی نظرات سکوت کنم و جوابی ندم
قصد بی احترامی به کسی رو ندارم

طبقه بندی موضوعی

چهارشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۵۳ ب.ظ

۸

خوشبختی یعنی همین خنده ها

چهارشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۵۳ ب.ظ
دوشنبه سوار اتوبوس شدم،رو صندلی که نشستم متوجه شدم صندلیش لق میزنه.یه جوونی کنارم نشسته بود یه نگاهی به من کرد که معنی نگاهش رو نفهمیدم یه خرده که گذشت فهمیدم خب صندلیامون به هم چسبیده است و مال اونم لق میزنه.کلا هر جا راننده میزد رو ترمز صندلی ما میشد مثل صندلی سینماهای سه بعدی.بعد از هر ترمز هم یه نگاه به هم میکردیم و میخندیدیم.یه جا من گوشیم دستم بود حواسم رفته بود پی گوشیم که راننده زد رو ترمز بعدش من پرت شدم جلو و دوباره برگشتم عقب.خنده ام گرفته بود،یه نوجوونی هم جلوی ما نشسته بود و متوجه قضیه شده بود و میخندید.کلا خاطره ای شد برای خودش.



بعدا نوشت:عیدتونم مبارک:)
۹۵/۰۴/۱۶
گم نام

نظرات  (۸)

ای بابا پرت شدین جلو و عقب اونوقت هنوز زنده اید؟:دی
پاسخ:
از دست شما:)
ای خدا میبینی ما چ جوونای قانعی هستیم با همین دلخوشیا خوشیم :)
پاسخ:
زندگی همین دلخوشیاس
سخت بگیری سخت میگذره:)
۱۶ تیر ۹۵ ، ۱۵:۱۲ بای پولار
باز خوبه نگاهت مثبت شده بود به این قضیه. وگرنه گرفتار یه مشکل بزرگ تر به اسم اعصاب خوردی می شدی.
پاسخ:
همه چیز به نگاه ما بستگی داره:)
۱۶ تیر ۹۵ ، ۱۵:۲۲ مترسک ‌‌
چه اتوبوس خوشحالی بوده :))
پاسخ:
کلا فضای شادی داشت:))
۱۶ تیر ۹۵ ، ۱۷:۱۳ ریحانه. الف :)
آره خوب خنده داره ولی حالت تهوع بهتون دست نداد اینقدر اینور اونور پرت شدین ؟-___-
پاسخ:
اونجوری پرت نمیشدیم که حالت تهوع به آدم دست بده یه جوری پرت میشدیم که بخندیم:)))
عیدتونم مبارک :)
پاسخ:
عید شما نیز:)
۱۸ تیر ۹۵ ، ۱۸:۰۳ محمد حسین
شیرین میخنده این بچه :)))
پاسخ:
آره خیلی شیرینه:)
ما هم میبودیم میخندیدیم :)))
پاسخ:
واقعا هم خنده دار بود:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی