گمنام

گمنام

همه نظرات برام باارزشه
ولی گاهی ترجیح میدم در برابر بعضی نظرات سکوت کنم و جوابی ندم
قصد بی احترامی به کسی رو ندارم

طبقه بندی موضوعی

يكشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۵، ۰۶:۴۱ ب.ظ

۷

چه قدر یهو داشت این پست

يكشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۵، ۰۶:۴۱ ب.ظ
یه پیام بازرگانی هست که مثلا میخواد بگه درآینده ما مشکل کمبود برق داریم و از این صحبتا،بعد نشون میده یه خانواده دور یه میز نشستن و همه جا تاریکه یهو یه ماشین رد میشه و تو خونه رو روشن میکنه و همه شروع میکنن به خوردن و ... تا دوباره همه جا تاریک میشه.
الان اوضاع ما هم همینجوریه یهو پر از انگیزه میشم تا میام یه حرکتی بکنم یهو این انگیزهه میره،مثلا همین چند وقت پیش بود یهو انگیزه گرفتم بیام بنویسم تا دستمو آوردم سمت کیبورد یهو سرد شدم.شاید این اتفاق یه دقیقه هم طول نکشید.
تا یه حدیش طبیعیه و ممکنه برای هرکسی پیش بیاد که انگیزشو از دست بده یا یهو پر از انگیزه بشه ولی به نظرم برا من دیگه غیر طبیعی شده.
کلا حالم عجیب شده.برام پیش اومده چیزی که تا دیروز دوست داشتمو یهو ازش متنفر بشم و فراری یا کاری رو که تا دیروز با احتیاط انجام میدادم یهو بی محابا انجام بدم یا یه لحظه شادم یه لحظه غمگین یهو بعد از گوش دادن یه آهنگ مذهبی مثلا چه لاک خوشرنگی چه آرایشی داری پلی میکنم یا ممکنه از چیزی حس خوبی بگیرم چند ثانیه بعدش حس خوبم نسبت به همون چیز تبدیل به نفرت بشه.
تا حدودی یه سری از خلقیاتم دستم اومده،یه چیزاییم دستگیرم شده که چرا اینجوریم مثلا یکی از دلایلش اینه که دوست دارم همه چیز درست و سر جای خودش باشه و همه رو یه آدم کامل میبینم و انتظار اشتباه از کسی و همینطور خودم ندارم که اصلا امکانپذیر نیست و...
دارم سعی میکنم اوضاع رو بهتر کنم.
+یه بنده خدایی هم حرف جالبی بهم زد .گفت:بعضی وقتا بی انگیزه هم حرکت کن.
راست میگه بعضی وقتا تو حرکت کردن انگیزه خودش میاد.

۹۵/۰۸/۱۶
گم نام

نظرات  (۷)

اره بی انگیزه حرکت کنید..ولی یواش برید..تاریکه..به درو دیوار میخورید اما از ساکن بودن بهتره
:)
پاسخ:
کامنت خوبی بود
استفاده کردم
زندگیو سخت نگیرید فقط همین:)
پاسخ:
چشم:)
گاهی وقتا باید برای بعضی چیزا حس بی اهمیتی و بی خیالی بگیرید تا بتونید ذهنتون رو متمرکز کنید... اگر علاقه دارید چرا... اگر نفرت دارید چرا... اگر انگیزه دارید چرا و اگر ندارید چرا...
سخت نگیرید :)
پاسخ:
چه کامنت خوبی بود:)
درسته باید ریشه یابی کنم که این احساسات از کجا میاد.
چشم سخت نمیگیرم:)
۱۷ آبان ۹۵ ، ۰۸:۱۲ انــــــ ـار
با نکته ی آخر پست خیلی موافقم.
همیشه نباید منتظر بود که کی حال خوبی خواهم داشت برای کار خوبی.
باید نفس را ادب کرد و به اموری که از نظر عقل ما خوب و لازمع مجبورش کرد.
این طوری بعد یه مدت عادت می کنه به خوبی ها.
پاسخ:
مهم تر از همه اینه که وقتی شروع میکنیم به انجام یه کار خوب بدون اینکه حال خوبی داشته باشیم،این حال خوب خودش سر و کله اش پیدا میشه:)
انگیزه چیزیه که خیلی بهش نیاز دارم این روزا...
ولی نیست که نیست...
پاسخ:
به همون نکته آخر پست مراجعه کنید
بعضی وقتا بدون انگیزه شروع کنید،انگیزه خودش میاد.
همیشه نمیشه صبر کرد تا انگیزه بیاد بعد شروع کنیم
ممکنه دیر بشه
برای منم پیش اومده حس درس خوندن دارم در کمد رو که باز میکنم حسم میپره.
یا همون اهنگ چندتا روضه گوش میکنم بعد یه دفعه یه اهنگ اروم پخش میکنم.
برای همه پیش میاد عادیه به نظرم.:)
ان شاا... که حالتون خوب بشه
یاعلی
پاسخ:
حس درس خوندن که اصلا از طرف شیطان میاد:)))
بله برای همه هست ولی فکر میکنم برای من یه ذره زیاد از حد شده
مرسی
علی یارتون
یهو شما عجب آدم یهویی شدین :) یهویی ی حرکتی بزنین این یهویی بودن رو یهو دورش بزنین یهو دیدین کارساز شدا ...
پاسخ:
کامنت شما از پست منم بیشتر یهو داشت:)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی