گمنام

گمنام

طبقه بندی موضوعی

يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۱۹ ب.ظ

نظر شما چیه؟

يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۱۹ ب.ظ

یه باغی بود مال کدخدای ده بود که دورش هم سیم خاردار کشیده بود و یه تابلو هم سر درش زده بود و نوشته بود "این باغ صاحب دارد".
بعد از مدتی همسایه ها می دیدن درختا داره خشک میشه. منتها کسی نه علاقه و نه جرات مداخله داشت. بالاخره این ملک بی صاحب نبود!

 وقتی با جماعت ولایی و بسیجی از مشکلات کشور و دوری نظام از آرمانهای امام و انقلاب صحبت می کنی، جوری از رهبری رفع مسئولیت می کنند و همه بار مسئولیت وضعیت حاضر رو به گردن مردم و جامعه میندازن که آدم آخرش دلش میخواد بگه لااقل اون تابلوی "این باغ صاحب دارد" رو از رو سردر بردارید. شاید یکی پیدا شد بیاد باغ رو از خطر نابودی نجات بده!

+این پست رو من ننوشتم هیچ دخل و تصرفی هم توی محتواش نداشتم،خیلی وقت پیش توی کانال ابوذر پارس خوندمش.

۹۵/۱۱/۲۴
گم نام

نظرات  (۱۴)

هرکس به اندازه خودش باید مسئولیت پذیر باشه و به وقتش پذیرای مشکلات . این وسط پا پس کشیدن مشکل سازه. .
پاسخ:
وای خدای من یکی واسه این پست کامنت گذاشت:دی
کلا مثل اینکه تو فضای بیان کسی زیاد به مسائل سیاسی علاقه ای نداره.
خب این جواب شما خیلی کلی بود ولی موافقم باهاش
مردم که صد دردصد مسیولن!!!!چون هیچ رهبری مسیولی بدون کمک مردم کاری ازش برنمیاد!
اما دلیل بر عدم کار و بیکفایتی مسیولین نیست

پاسخ:
درباره مردم مراجعه کنید به جواب کامنت شبنم بیقرار
۲۵ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۰۹ شبنم بیقرار
بیشتر مغلطه ست تا تمثیل!
مگه مملکت مال رهبریه؟!
مملکت مال خود مردمه!
باید ببینید وظایف رهبر چیه...وظیفه مردم چیه...و وظیفه مسئولین نظام چیه اون وقت قضاوت کنیم...
شایدم رهبری این وسط مشکل داشته باشه ولی الان نمیشه گفت داره یا نداره...شاید اون بسیجی به این نتیجه رسیده که رهبری مشکلی نداره.به نظرتون نباید به نظراتشون احترام گذاشت؟!
البته من در مورد سیستم انتخاب کردن مردم(نه سیستم انتخابات ها! خود انتخاب کردن مردم)مثل معیاراشون در انتخاب رییس جمهور یا بی توجهیشون به انتخابات مجلس و شوراها و کم دیدن مسئولیتشون و بدون امادگی و تحقیق انتخاب کردنشون؛ مشکل دارم. به نظرم مردم توی انتخاب مسئولین مقصرن!
پاسخ:
شما بر چه اساسی میگید نمیشه الان گفت رهبری در دوری نظام از آرمانها مشکلی داره یا نه؟
من توی این پست نقد رفتار بسیجی ها رو میبینم نه بی احترامی به نظرشون رو
نقد با بی احترامی فرق داره
اگه یه بسیجی به این نتیجه رسیده باشه که رهبری مشکلی نداره یعنی ایشون رو معصوم و عاری از خطا میدونه
واقعا یه همچین نظری قابل نقده

بیچاره مردم
جنگ میشه همین مردم ما میرن میجنگن و کشته میشن
وقتی لیست مورد نظر برخی از دوستان رای نمیاره این مردم میشن مردم کوفه
همه کارا رو مردم دارن انجام میدن
شما وقتی رهبر توی انتخابات دخالت میکنه یه بنده خدایی رو به قول خودش نهی میکنه از شرکت در انتخابات دیگه نمیتونید انتخاب مردم رو زیر سوال ببرید چون رهبر حق انتخاب رو ازشون گرفته
مهم تر از همه همین رهبرم توسط خبرگانی که مردم انتخاب کردن به رهبری منصوب شده
شما با این حرفتون و زیر سوال بردن انتخاب مردم،خودتون رهبر رو بردید زیر سوال
منظورتون چ تیپ مشکلاتیه؟ مشکلاتِ فرهنگی .. سیاسی.. اقتصادی .. کدوم؟
هر چند ک همه این مشکلات ب طریقی ب هم مرتبطن...


کسی ک ره بره.. باید حتی الامکان به سلیقه طیف های مختلف توجه کنه.. واسه همین ورود ب جزئیات اتفاقات و جریانات کار ره بر نیست... (البته.. باید نباشه!)

این چیزیم ک تو این پست گفته شده.. نهایتش میرسه به اینکه ره بری باید شورایی باشه.. یه نفر نمیتونه در آن واحد خوشایند همه تصمیم بگیره.. ک این شورایی شدن مزایایی داره و معایبی..

+
چقد سخته یه کامنت سیاسی نوشتن بدون نیاز به یاری عمو فیل تر چی!
پاسخ:
والا این پست رو که من ننوشتم ولی خود نگارنده گفته که دوری نظام از آرمان های امام و انقلاب


در این مورد خیلی میشه صحبت کرد فقط برای اینکه وقت شما رو نگیرم به همین یه جمله اکتفا میکنم که به نظرم رهبر باید در شرایط خیلی خاص وارد جزئیات کار بشه

نه به نظرم پست همچین چیزی رو نمیگه فقط رفتار عده ای رو نقد میکنه که رهبر رو عاری از خطا و اشتباه میدونن

+
امان از دست عمو فیلتر چی

۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۵۴ سائلِ معنا
سلام

برادر اگر میخواید در این مسئله به نتیجه برسید من یه پیشنهادی میکنم... ببینید پیشنهاد عقلانی هست یا نه...

بذارید اول یه مثال بزنم:

یه جوون مجردی که میخواد تشکیل زندگی بده بلاخره یه تصوری از یه زندگی مشترک خوب و عاشقانه داره... یه تصوری از همسر ایده آل داره... تصوری از عشق داره...

ممکنه وقتی یه متاهل که تجربه کرده زندگی مشترک عاشقانه رو، به اون جوون مجرد بگه ممکنه در یک زندگی عاشقانه و خوب ، شما برخی از رفتارهای همسرت رو نپسندی.. 

و اون جوون مجرد بگه ، نه... شما عاشق همسرت نیستی... والا زندگی عاشقانه مناسبتی با نپسندیدن رفتار همسر نداره...

بعد اون متاهل حق داره بهش بگه تصور شما از زندگی عاشقانه فقط در ذهنت وجود داره... در عالم واقعیت به همچین مسئله ای نمی رسی...
اگر راست میگی عشق به همسر به این معناست که هیچ اختلاف و تفاوت دیدگاهی بین زوجین نباشه باید یه مصداق در واقعیت بیاری... یه زوجی رو نشون بده که هیچ اختلاف دیدگاهی در زندگی ندارن...

اینجا این مجرد برای اینکه ثابت کنه تصورش از عشق درسته... باید یه مصداق از یه زندگی عاشقانه بیاره ... و البته مصداقی که از جزئیات زندگیشون هم خبر داشته باشه... 


این یه مثال بود... حالا ممکنه حرف اون متاهل هم در مورد عشق درست نباشه... اما استدلالش درسته...
یعنی اون جوون مجرد برای اینکه ثابت کنه تصورش از عشق درسته و قابل اجراست باید یه مصداق از یه زندگی عاشقانه بیاره که اون تصورش رو تایید کنه... و ثابت کنه که تصور من صرفا یه امر ذهنی نیست و قابلیت اجرایی شدن داره...

نظر من اینه که تصور نویسنده این مطلب از یک مدیریت صحیح در جامعه تصور واقع گرایانه ای نیست...
این نویسنده باید یه مدیریت ایده آل که در یک جامعه پیاده شده به من نشون بده تا من بفهمم تصورش از مدیریت صحیح درسته یا نه...

باید از مدیریت صحیح جامعه ای مصداق بیاره که به جزئیاتش هم آگاه باشه...
و نکته دیگه اینکه : باید از یه جامعه اسلامی مصداق بیاره... چون مدیریت جامعه اسلامی اقتضائات خودش رو داره... اقتضائاتی که خیلی از جوامع غیر اسلامی اون اقتضائات رو ندارن...

یعنی مدل مدیریتی که به عنوان مصداق مطرح میشه باید در یک جامعه با اقتضائات اسلامی قابل اجرا باشه... والا قیاس درستی نیست

پاسخ:
سلام

ببینید به نظرم تو این پست نگارنده نیازی نداره که حتما مصداقی از مدیریت صحیح از جامعه اسلامی بیاره.
به این جمله دقت کنید:

وقتی با جماعت ولایی و بسیجی از مشکلات کشور و دوری نظام از آرمانهای امام و انقلاب صحبت می کنی، جوری از رهبری رفع مسئولیت می کنند و همه بار مسئولیت وضعیت حاضر رو به گردن مردم و جامعه میندازن

اینجا از نظر نگارنده حتی خود جماعت ولایی هم قبول دارن که نظام از آرمانهای امام و انقلاب دور شده.
پس تا الان که نیازی به اثبات این مسئله نیست که نظام از آرمانهای امام و انقلاب دوره شده،فکر میکنم همه این مسئله رو قبول داشته باشن.
حالا اینجا یه عده مقصرن
یه سری چیزا هم عقلانیه
رهبری به عنوان بالاترین مقام کشور،کسی که سیاست های کلی نظام رو تعیین میکنه قطعا تو این مسئله نقش داره
فقط در یه صورت میتونیم بگیم ایشون هیچ نقشی ندارن که ایشون رو معصوم و عاری از خطا بدونیم.

مهم تر از همه اینه که نگارنده بیشتر قصد داره رفتار عده ای رو نقد کنه که حاضر به پذیرش هیچ گونه خطایی از سوی ایشون نیستن.
البته تا حدودی نقد مدیریت جامعه هم هست ولی بیشتر نقد رفتار این جماعته.

خب دو تا موضوع رو بهش اشاره کردید:
1 مشکلات کشور
2دوری از آرمانهای انقلاب و امام

برای مورد اول نظرم بر اینه که باید یه جامعه معیار در نظر گرفته بشه... همون مصداقی که گفتم... قصد توجیه کردن مشکلات رو ندارم... اما باید با یه دید درستی به مشکلات پرداخت...

از نظر من مصداق  مدیریت معیار در یک جامعه اسلامی جامعه ای هست که 4 سال و اندی به دست حضرت علی مدیریت شد... یعنی ایشون حاکم اون جامعه بودن... 
نگید اون مربوط به هزاز و اندی سال پیشه... چون بحثم اقتضائات زمان نیست بلکه نحوه ی مدیریت هست... یعنی فعلا یه بحث کلی میکنم... و بحث اقتضائات زمان یه مسئله جزئی هست...
یه مقایسه که بکنید حکومت مولا علی رو با سه حاکم قبل ایشون... متوجه میشید که در ظاهر گویا اونها موفق تر بودن... چون حضرت علی در دوره حکومتشون سه جنگ داخلی داشتن... اما اونها نداشتن...
این یکی از مشکلاتی بود که در جامعه تحت مدیریت یک معصوم پیش اومده بود... 
وقتی جنگ داخلی میشه یعنی ممکنه برادر، برادر خودش رو بکشه.... پسر دایی ، پسر عمه خودش رو بکشه...
یه لحظه تصورش کنید!!! چه التهاب و تنشی پیش میاد در اون جامعه؟!!! 
اصلا میگن ابن ملجم که قاتل مولا علی شد سر همین قضیه بود... سومین جنگ داخلی حضرت ، جنگ با خوارج بود... برخی روایت های تاریخی میگه ابن ملجم تا این سومین جنگ هم با حضرت علی بودن... اما وقتی در جنگ با خوارج سپاه حضرت بیش از ده هزار نفر از خوارج رو کشتن ... ده هزار نفری که توی یک جامعه کنار یاران حضرت علی با هم زندگی میکردن... میگن ابن ملجم وقتی صدای گریه های بچه های این کشته ها رو در شهر میشنید و بیوه شدن همسرانشون رو میدید... به عدالت مولا علی شک کرد و با دیدن این صحنه ها از مولا برید... و در نهایت به شهادت مولا کشید....

ببینید... یه لحظه خودتون رو جای مردم اون جامعه بذارید... چقدر تحلیل سخته برای مردم اون جامعه؟!!!!
کسی که بخواد اون صحنه ها رو ببینه و باز پای مولا باشه چقدر باید تحلیل قوی داشته باشه؟...
ما امروز از پس 1400 سال تاریخ داریم به اونها نگاه میکنیم و میگیم خب حضرت علی معصوم بود و کارهاشون بی اذن الله نبوده... اما باید در اون شرایط قرار گرفت و بعد ببینیم آیا باز هم تایید میکنیم؟...

من از جامعه ای که توسط معصوم مدیریت شد مثال زدم و یکی از مشکلاتش رو گفتم که اتفاقا در دوران حکومت قبل از حضرت وجود نداشت...
خب من به عنوان یک شهروندی که میخواد اهل تحقیق باشه چگونه تحلیل کنم اون جامعه رو با اون اتفاقات و مشکلات... تقصیر رو گردن کی بندازم؟
ساده ترین تحلیل اینه که بگم بلاخره حضرت علی حاکم اون کشور بود... خب معلومه که ایشون هم مقصر هستن...

برادر من من قصد جدل با شما ندارم... یه بار هم در وبم بهتون عرض کردم من به دوستی با شما رغبت بیشتری دارم تا مقابله و مجادله باشما...
عرض بنده اینه ، در مسائل اجتماعی باید سطح تحلیل هامون دقیق تر باشه... وجود مشکل در جامعه الزاما مساوی با مقصر بودن حاکم اون اجتماع نیست... یعنی نمی تونید این گزاره رو اصل قرار بدید و طبق این اصل حکم بدید...

باید نوع مشکل بررسی بشه... با توجه به نوع مشکل و اطلاع دقیق از تلاش هایی که شده و کاستی هایی که صورت گرفته باید حکم داد که ریشه اون مشکل به کجا برمیگرده...

اینکه چون جامعه مشکل داره پس عقلانی هست که بگیم رهبر هم مقصره... نه... این حکم و این استدلال درست نیست... منطقی نیست...

مثلا وقتی در مسائل اقتصادی فساد میبینیم باید بریم دنبال ریشه ها... نمیشه به خاطر وجود مشکل اقتصادی یقه رهبر جامعه رو جمع کنیم... خب در دوران حکومت حضرت علی هم فساد های اقتصادی پیش می اومد... باید یقه حضرت علی رو گرفت؟

این از مسئله وجود مشکل در جامعه... برای هر مشکلی باید دنبال ریشه اش گشت... نه اینکه به صرف وجود مشکل بگیم ، خب بریم یقه رهبر جامعه رو بگیریم...

من هنوز وارد جزئیات مشکلات نشدم... اگر فرصت کنم وارد میشم... اونا باید تحلیل بشه...
خب موضوع بعدی رو در نظر بعدی عرض میکنم خدمتت 
پاسخ:
سلام
ببینید وجود مشکلات یه بحثه نقش داشتن توی مشکلات یه بحث دیگه و چیزی که توی پست نوشته شده نقد رفتار دوستانیه که این نقش داشتن ها رو انکار میکنن
خب من برای اثبات نقش داشتن ایشون مجبورم خیلی بازتر صحبت کنم و مصداق بیارم.
بله زمان حضرت علی(ع) جنگ بوده و خب طبیعتا جنگ مشکلاتی رو هم به وجود میاره.
خب من اینجا دنبال اثبات کردن نقش نداشتن حضرت علی(ع) در مشکلات نیستم ولی میخوام به نقش ایشون و همین طور نقد رفتار دوستانی که این نقش ها رو منکر میشن بپردازم و همون طوری که گفتم مصداق میارم.
مثلا من یادمه زمانی که فیسبوک داشتم یکی از دوستان نقد کرده بود که چرا نماینده های مجلس وقتی میبینن یه نفر رئیس قوه قضائیه اس برادرش رو به عنوان رئیس مجلس انتخاب میکنن(مجلس نهم منظورمه)تسلط دو تا قوه توسط یک خانواده قدرت و فساد میاره
یه بنده خدایی در جواب ایشون گفت:خب همین نقد به رهبرم وارده
ایشون گفتن نه رهبر معذوریت های خاص خودشون رو دارن چون برای قوه قضائیه فقیه واجد الشرایط باید باشه بعدم اصلا آقا وقتی لاریجانی رو برای قوه قضائیه انتخاب میکنن دیگه نماینده ها نباید برادرشون رو به عنوان رئیس مجلس انتخاب میکردن
از سبک کامنتاتون به نظر میرسه شما تحصیلات حوزوی داشته باشید
راستش من بلد نیستم مثل شما صحبت کنم و به سبک شما برم جلو،ترجیحم میدم این کار رو نکنم و خیلی ساده حرفم رو بزنم،
ببینید من این رفتار ها رو اصلا نمیتونم تحمل کنم
این که ما یه ایرادی به یه عده وارد بدونیم بعد اگه همون ایراد رو رهبری داشتن شروع کنیم به توجیح کردن.
منم اصلا قصد جدل و دشمنی با شما رو ندارم فقط دارم اون چیزی که اعتقادم هست رو بیان میکنم.
بقیه حرفامو تو جواب کامنتای بعدیتون میزنم.
در مورد مشکل دوم که فرمودید دور شدن از آرمانهای انقلاب و امام:

نظر من این نیست... یعنی بر این عقیده نیستم که مثلا سی سال پیش جامعه ما به آرمانهای انقلاب نزدیک تر بود و الان فاصله گرفته...

اونایی که میگم دورتر شدیم روی چه شاخص هایی میگن؟
اگر اون زمان جوان کشور برای دفاع از خاک خودش میرفت میجنگید امروز جوان کشور برای دفاع از مظلوم میرسه توی سوریه میجنگه... در حالی که اگه مینشست توی خونه خودش کسی بهش خرده نمیگرفت.. کذوم به آرمانهای انقلاب نزدیک تره؟
اینکه توی کشور خودت بجنگی یا برای دفاع از مظلوم بری در کشور بیگانه بجنگی؟

توی خیلی از مسائل ما به آرمانهای انقلاب نزدیک تر شدیم... خب فساد اقتصادی هست ... فساد اخلاقی هست.... اون موقع هم بود... منتها اون موقع طرف یه تخم مرغ میدزدید الان به مدد پیشرفت ها میتونه شتر مرغ بدزده...

بلاخره من عقیده ام بر این نیست که از آرمانهای انقلاب دور شدیم... اما قبول دارم که خیلی راه داریم تا مقصد...
من وقتی علاقه شما به شهدا رو میبینم خدا رو شکر میکنم که این انقلاب همچین خروجی هایی داره... 
یه جوون مثل شما وسط این همه فساد های اخلاقی در جامعه که میتونه حب خیلی چیزای دیگه در دلش باشه اما حب شهید آوینی در دلشه...
اینها برای من ارزش داره... و میدونم این حب بلاخره کار خودش رو میکنه... 
و اما اینکه برخی بسیجی ها احتمال هیچ اشتباهی رو به رهبر نمیدن:
پاسخ:
بله جوونای مملکت زمان جنگ رفتن جنگیدن،الانم تو سوریه میجنگن.
من مردم کشورم رو مقصر نمیدونم.
راستش من به شخصه خودم زیاد دغدغه دوری از آرمان های امام و انقلاب رو ندارم و نگارنده متن این دغدغه رو داشته.
تا جایی که من اطلاع دارم اصلی ترین آرمان انقلاب هم زمینه سازی برای حکومت امام زمان(عج)هستش.
نمیدونم اطلاع دارید یا نه؟
توی همین مملکت اسلامی یه فردی بدون هیچ دلیلی و هیچ توضیحی دویست و اندی روز رو بازداشت بوده(آقای بقایی)
حتما اون داستان معروف ذره حضرت علی(ع) و اون فرد مسیحی و دادگاه و ... رو شنیدید که منجر به مسلمان شدن اون فرد مسیحی میشه.
ولی تو کشور ما برای معاون اول رئیس جمهور و سعید طوسی حکم به قرار منع تعقیب میدن
اونم توسط کسی که منصوب رهبریه
مهم تر از همه اینجاست که هیچ اعتراضی هم از سوی رهبری انجام نمیشه.
به نظر شما این حکومت میتونه زمینه ساز ظهور امام زمان(عج)باشه.

علاقه من به شهدا و شهید آوینی یه مسئله ریشه ایه
یه جورایی میشه گفت یه مسئله شخصیه
من از شهید آوینی در حد چند تا فایل صوتی و تعدادی جمله اگاهی دارم
الانم دارم یکی از کتاباشونو میخونم
زیاد آگاهی چندانی از عقایدشون ندارم
یه علاقه شخصیه

من مایل نیستم روی این مسئله به صورت مصداقی بحث کنیم چون میدونم جواب نمیگیریم و بحث فرسایشی میشه و به جدل میکشه...

مثلا شما بگید چرا رهبر باید یه کاندید رو از حضور در انتخابات محروم کنه ( مثلا احمدی نژاد)
بعد من بگم : خب ایشون رفته بود از آقا اجازه بگیره آقا هم نظر خودش رو گفت... بعد خبرا پیچیده بود توی مجامع خبری آقا اومد شفاف سازی کرد...
خیلی از نماینده ها روی عقیده شخصی شون میرن از رهبر کسب تکلیف میکنن که شرکت بکنن یا نه... آقا به بعضی هاشون جواب مستقیم نمیدن به بعضی ها هم مستقیم میگن... کسی بهشون نگفته حتما برید از رهبر اجازه بگیرید... خودشون میرن بر اساس عقیده خودشون... یه مسئله شخصی هست... خیلی ها هم نمیرن کسب تکلیف کنن و فقط از مجاری قانونی اقدام میکنن... دیگه وقتی شما میرید ار کسی نطر میخواید اون آدم هم طبق تشخیص خودش نطرش رو میگه... بنا نیست هر کی رفت پیش آقا ، آقا بگه: بله... بفرمایید... شرکت کنید... اگر بنا بود آقا همیشه تایید کنن دیگه کسب تکلیف کردن بی معنا میشد... یه جور خود شیرینی بود...
خب سال 88 قالیباف هم رفت از آقا کسب تکلیف کرد آقا فرمودن به نظر من شما تکلیفی ندارید... قالیباف هم بی خیال شد...
یا برای سال نود و دو آقای هاشمی رفسنجانی برای دو تا از کاندیدا رفتن پیش آقا ، آقا دو پهلو جواب دادن و اون اشخاص شرکت هم کردن و الان یکیشون ریئس جمهور ماست...


یا شما بگید چرا رهبر یکی مثل مصباح رو تایید میکنه... خب من بیام جواب بدم رهبر خیلی های دیگه رو هم تایید میکنه... دلیل بر عصمت اون افراد نیست... اون افراد هم ممکنه اشتباه کنن... نباید صفر و صدی نگاه کرد...

خلاصه اینکه این نحوه بحث کردن نتیجه نمیده... یکی شما میگی ، یکی من... یکی هم باید این وسط بگرده پرتقال فروش رو  پیدا کنه

در مورد این مسئله باید بحثی ریشه ای بکنیم... که فکر نمی کنم در حوصله ی شما باشه... چون میدونم طولانی میشه...

اما اجمالا... کسی نباید رهبر رو صاحب عصمت بدونه... چون نیستن... اما یه بحثی داریم تحت عنوان عصمت اکتسابی  که هر انسانی میتونه بهش برسه... اگر اهل خود سازی باشه...

روی اون مسئله باید بحث بکنیم که عصمت اکتسابی چه نحوه عصمتی هست؟
اینکه ما معتقدیم رهبر دارای عصمت اکتسابی هست بر چه اساسی هست...
اصلا عصمت اکتسابی چی هست؟

اینها باید بحث علمی بشه... به دور از جدلهای سیاسی

خدا حفظتون کنه که تحملمون کردید...
یا علی
پاسخ:
متن نامه ای که دکتر احمدی نژاد برای رهبر نوشتن:
همان گونه که مستحضر هستید در دیدار مورخ نهم شهریورماه سال جاری ، اینجانب برنامه های تبیین انقلاب در سراسر کشور را تشریح نمودم، پس از آن حضرت عالی توصیه فرمودید که در این دوره مصلحت نیست بنده در انتخابات شرکت نمایم و اینجانب نیز تبعیت خود را اعلام نمودم.
از این متن اصلا نمیشه نتیجه گرفت که ایشون برای کسب تکلیف خدمت رهبر رفته باشن.
درباره آقای مصباح هم بحث عصمت رو من مطرح نکردم من اصلا ایشون رو آدم ناپاکی میدونم
سال 92 ایشون برای کاندیداتوری آقای لنکرانی یه همچین قسمی خوردن:
بینی و بین الله شهادت می‌دهم که روی زمین و زیر این آسمان کسی اصلحتر از آقای لنکرانی نمی‌شناسم حتی یک مورد خلاف شرع و خلاف قانون از او مشاهده نشده و امیدوارم که این شهادت برگ زرینی در کارنامه ۸۰ ساله من باشد.
به نظرم این امکان پذیر نیست که کسی حتی یک مورد خلاف شرع از ایشون ندیده باشه
من فقط یه مورد خلاف شرع ایشون رو میگم
ایشون وقتی فهمیدن که قراره رد صلاحیت بشن به نفع جلیلی انصراف دادن و البته این که خبر داشتن که رد صلاحیت شدن رو تکذیب کردن
بعدها جناب کدخدائی گفتن که ما به ایشون گفته بودیم که رد صلاحیت میشن
جناب مصباح هم فرمودن که ما درباره جناب جلیلی تحقیق نکرده بودیم و ایشون رو فرد صالحی دونستن و از ایشون حمایت کردن
سوالی که پیش میاد اینه که ایشون چه جوری بدون تحقیق درباره جناب جلیلی گفته بودن آقای لنکرانی اصلح تره؟ایشون باید درباره همه گزینه ها تحقیق میکردن تا بدونن اصلح ترین چه کسیه.غیر از اینه
این دروغ ها و رسوایی های بزرگ دست خداست که پرده از چهره برخی از دوستان کنار میره و مردم با چهره واقعیشون آشنا میشن
قطعا،قطعا و باز هم تاکید میکنم قطعا من نمیتونم کسی که مصباح یزدی رو با بصیرت و با صفا میدونه و به رای مردم احترام نمیذاره و میگه مجلس خبرگان بدون همچین آدمی ضرر میکنه رو به عنوان رهبرم قبول داشته باشم.
من اسم این چیزا رو جدل نمیدونم من تو زمینه مسائل دینی تخصصی ندارم و شبهاتی هم دارم ولی خب اعتقادی به روحانیونی که معمولا حرف از عقلانیت میزنن و تعصبات بهشون اجازه نمیده چیزهای به این روشنی رو ببینن ندارم.
پس زیاد نمیتونم توی مباحث دینی بحث کنم،اگرم جایی اطلاعاتی داشته باشم از مسائل سیاسیه
حقیر ادعایی ندارم فقط میتونم بگم که تو زمینه های سیاسی اطلاعاتی دارم و از این منظر میتونم بحث کنم.

زنده باشید
من خیلی بیشتر دوست داشتم بنویسم ولی متاسفانه کامپیوترم دائما هنگ میکنه و کار رو برام سخت میکنه و الا توضیحات بیشتری میدادم
راستی توی وبلاگ دلانه گفته بودید که وبلاگ شما رو میتونم تو لیست دنبال کننده هام ببینم ولی من ندیدم وبلاگتون رو،وبلاگ قبلیتون رو هم حذف کردید
باز هم ممنون بابت وقتی که گذاشتید و معذرت میخوام که به خاطر مشکلات کامپیوترم نتونستم توضیحات بیشتری بدم.
علی یارتون
واقعا ...
بعضی ها نه خودشون کاری انجام میدهند نه میزارن بقیه کاری انجام بدن :)
پاسخ:
واقعا:)
۲۷ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۰۴ شبنم بیقرار
من اومدم ببینم کیا کامنت گذاشتن و نظرات رو بخونم. ولی وقتی به جواب کامنتم برخوردم شوکه شدم!!
احساس میکنم اصلا متوجه مفهوم کامنت من نشدید!!

پاسخ:
سلام
خب اگه احساس میکنید من جایی رو متوجه نشدم و نیاز به توضیحات بیشتر هست
بفرماییید
من سراپا گوشم
ایران 80 میلیون جمعیت داره، یعنی هر ایرانی اندازه یک هشتاد میلیونیوم از مملکتش سهم داره و به اندازه سهمش باید برای رفع تمام مشکلات تلاش کنه، این‌که من بندازم گردن بغلی و بگم بغلی بگیر و اونم بگه چی کارش کنم و پاسش بده به بغلی خودش که چیزی رو درست نمی‌کنه...
پاسخ:
بغلی بگیر:))
خب این به نظرم خیلی کامنت شعاری و محافظه کارانه ای هستش:)
اصلا اینجوری بخوایم فکر کنیم که پس ما نباید دیگه به کسی انتقاد کنیم
این باغ اگه صاحاب درست حسابی داشت که وضعش این نبود...

پاسخ:
هعی لوله گاز:دی.
من متوجه شدم داداش

جریان اینه که کسانی که دفاع می کنند در واقع درسته شدیدا دفاع می کنند و شاید دفاعشون هم نا به جا باشه خب؟(البته به عقیده و تصور من و شما مخصوصا در برخورد با مقصران مشکلات یعنی مسئول اجرایی مربوطه)
اماچیزی که جناب آقای سائل می فرمایند این هست که این دفاع دلیل و منظورش این که رهبر، (نسبت به درک من و شما از نحوه ی دفاع یک عده از ایشان)معصوم باشند، نیست.
بلکه منظور اصلی این دفاع مقصر اصلی نبودن رهبر است.
این برادرمون که بحث می کردند دنبال پرتقال فروش بودن
من این وسط اومدم حرفاشون رو بهتون تفهیم کنم عزیزم.
تایید و دفاع از یک فرد(رهبر) دلیل بر صد درصد بری بودن
ایشان نیست و نباید صفر و صد یا سیاه سفید نگاه کرد.

والا منم خیلی جاها از این مشکلات و سکوت رهبر در مقابل مسئول زیربط و مرتبط با این مسائل و عدم برخورد جدی با مسئولان که مشکلات  زمین مونده رو به مسئولان چهار سال بعدی واگذار می کنند و آب از آب تکون نمیخوره شاکی بودم و خیلی از این دفاعیه های تند و شدید الحن دیدم و بارها گفتم از رهبری بت نسازید ایشون مسئول اند تذکر بدن و سری و غیر سری رصد کنند و پیگیر باشند و امر کنند به همین وفاداران و گمنام هاشون تا با مقصران اصلی برخورد کنند.
در واقع این متن(مطلب این پُست شما) که حرف دل ما رو زد به حواشی در این قسمت نظرات کشیده شد و من رو از اشتباه توهم خود ساخته ای که فکر می کرد دفاع از شخصی به معنای بری کردن او بطور تام هست در آورد خوشبختانه.
ولی این فقط تصور من و شما از دفاع دیگران بود.
بلکه کسی در دفاع از رهبر کلمه معصوم رانگفت.
--------------------------------------------------------
راستی اگر احمدی نژاد با وجود نظر رهبر، باز بیاد رای نده
من که رای سفید میدم(از الان میگم)چون همشون یجورن
ولی این احمدی نژاد اون احمدی نژاد نیست تغییر کرده :(
باور کن بهش رای داده بودم اون سالا هر دو بار وجدانا...!

با این وجود که مسکن مهر ساختن و کار های خوبش هم
خوب بود و هم به شغل ما که تاسیسات ساختمانی بود،
ضربه سختی زد باز هم بهش رای داده بودم چرا؟چون که
درسته ساختمان سازی راکت شد و ما دیگه الان بیکاریم،
ولی خیلی جلوی بالا رفتن قیمت مسکن رو گرفته و خیلیا
صاحب خانه شدند و از اجاره نشینی در اومدند اما باز هم
میگم این احمدی نژاد کله اش باد برداشته و همون نیست
و در زمینه های سیاسی و اعتقادی عجیب تغییر کرده بله
تازه اون موقع ها هم بی حساب و کتاب در زمینه سیاست
با مردم که از طیف های مختلف در انتخابات اعمم از موافق
و مخالف بودند صحبت می کرد که کار به اغتشاش کشید!

وجدانی الان دیگه کسی جلو دارش نیست اگر بیاد و تایید
صلاحیت بشه و رای بیاره، ممکنه میر حسین موسوی دوم
بشه.تاکید میکنم کلمه ممکن رو، ممکنه باز همون جور شه
البته این نظر من در حد یک پیش داوری از رفتار الان هاشه.
(الانش منظور همین مدتی که ریاستش تمام شد است.  )
پاسخ:
ببینید یه سری از دوستان از لفظ معصوم استفاده نمیکنند ولی توی هیچ مشکلی و هیچ جایی و هیچ مسئله ای ایشون رو مقصر نمیدونن،هر کاری که ایشون میکنن رو با یه دلیلی توجیه میکنن
والا معصوم که چه عرض کنم بعضیا نعوذبالله ایشون رو تا حد خدا میبرن بالا
هر کاری که ایشون میکنن رو میگن حتما حکمتی توش بوده و به صلاح مملکته
خب این که نمیشه ما ایشون رو در هیچ مسئله ای مقصر ندونیم و بعد بگیم نه ما نمیگیم ایشون معصوم هستن
لزوما نباید از کلمه معصوم استفاده کنن
مثلا من خودم دیدم خیلی از احمدی نژادی ها میان میگن ما معتقدیم احمدی نژاد هم خطا داشته و فقط به کلمه خطا داشته بسنده نمیکنن یه جاهایی واقعا ازش انتقاد میکنن
شما تفاوت نگرش ها رو ببین
اصلا اینا هیچی
یه عده که اصلا اجازه نمیدن بقیه هم ایشون رو نقد کنن
اگه رهبر رو نقد کنی بهت میگن کافر و بی دین و ایمان
حالا بگیم ایشون رو معصوم نمیدونن،به قول شما از ایشون بت ساختن

من خودمم موافق حضور نداشتن دکتر تو این دوره بودم و به نظرم خود دکتر هم قصد شرکت تو انتخابات رو  نداشته و تو نامه اش غیر مستقیم میگه که من برای کسب تکلیف پیش شما نیومده بودم
همان گونه که مستحضر هستید در دیدار مورخ نهم شهریورماه سال جاری ، اینجانب برنامه های تبیین انقلاب در سراسر کشور را تشریح نمودم، پس از آن حضرت عالی توصیه فرمودید که در این دوره مصلحت نیست بنده در انتخابات شرکت نمایم و اینجانب نیز تبعیت خود را اعلام نمودم.
ولی ایشون با این کارشون علنا ثابت کردن دارن تو انتخابات دخالت میکنن.
سال 88 هم چون میدونستن مهندس مشایی دور بعدی کاندید میشه بهش اجازه نداد معاون اول بشه
ایشون همه مواضعشون رو همیشه دوپهلو بیان میکنن ولی فقط برای دکتره که خیلی مستقیم حرفشو میزنه
با یه بهانه سطحی هم این کار رو کرد انتخابات نباید دو قطبی بشه
یعنی چی؟یعنی انتخابات یه قطب باید داشته باشه
خب اونم رئیس جمهور فعلیه حتما.
به نظر من احمدی نژاد از اول دوران ریاست جمهوریش همین بود ولی بعد از سال هشتاد و هشت اصولگراها فکر کردن میتونن به بهانه منحرف بودن دکتر اونو حذف کنن،اصلاح طلبا رو هم که شکست خورده میدونستن.
ولی الان شکر خدا به روزی افتادن که اصلا یه آدم دوا درمون ندارن که بخوان برای سال 96 کاندیدش کنن.
روحانی با همه گندایی که زده به راحتی دوره بعدی هم رئیس جمهور میشه

همه رییس جمهور هایی که بعد از شدید شدن مشکلات اقتصادی و فقر و ازدیاد فحشا و بی بند و باری و تغییر فرهنگ آمده اند از نظر عملکرد یه جورن.برای همین میخوام سفید بدم:(
یعنی باز خورد عملی تلاش هاشون در مسئولیتی که داشتند تقریبا بی حاصل بوده
یا به عبارتی مشکلات از تلاش و عملکرد وظایف همان مسئولین دولتی جلو افتاده و
این یعنی برنامه های عملی یا بی نتیجه است یا متناسب با افزایش مشکلات نبوده
پاسخ:
من چون دکتر توی این انتخابات حضور نداره رای نمیدم(البته بازم میگم به نظرم خود دکتر هم قصد شرکت تو این دوره رو نداشت)
مگه این که اتفاق خاصی بیوفته که برم رای بدم
کلا به نظرم این دوره امار مشارکت خیلی بیاد پایین
چون حس رقابتی تو این انتخابات وجود نداره.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی