گمنام

گمنام

همه نظرات برام باارزشه
ولی گاهی ترجیح میدم در برابر بعضی نظرات سکوت کنم و جوابی ندم
قصد بی احترامی به کسی رو ندارم

طبقه بندی موضوعی

چهارشنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۳۷ ق.ظ

تیکه تیکه بشم برات عشقم

چهارشنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۵، ۱۲:۳۷ ق.ظ

آن زمان من مسئول فرهنگى دانشگاه علم و صنعت بودم.
براى دیدار از مناطق جنگى جنوب، دانشجوها را به خوزستان برده بودیم.
دکتر هم به همراه یکى-دونفردیگر از اساتید به دعوت ما آمده بودند.
شب اول جاى مناسبى براى اسکان نبود.بچه هارا درسد کارون اسکان دادیم. پتو هم به اندازه ى کافى نبود.
آن شب تا صبح من و دکتر نشستیم با هم به صحبت کردن.
انگار یکى از ماها بود. اصلا به روى خودش نیاورد جایى براى استراحت و پتویى براى گرم شدن ندارد.

شب بعد هم براى اسکان دانشجوها به مشکل برخوردیم. بعد از کلى دوندگى بالاخره
جایى پیدا کردیم ودانشجوها را اسکان دادیم.
یکى از بچه ها کسالت شدیدى پیدا کرده بود و باید او را به یک مرکز درمانى مى رساندیم.                   دکتر که متوجه مشغله ى زیاد ما شده بود،گفت آن دانشجو را براى معالجه به یک بیمارستانى-جایى مى رساند.
وقتى برگشتند، آن دانشجو به دوستانش گفته بود، پول ویزیتش را دکتر، خودش حساب کرده و به او اجازه نداده دست به جیبش ببرد!

آن شب قرار بود شام را از جایى خارج شهر برایمان بیاورند.
وقتى آوردند، دیدیم یخ کرده. با وجود خستگى زیاد، با چند نفر از بچه ها دیگ غذا را بردیم داخل آشپزخانه ى محل اسکان تا دوباره گرم کنیم.
دیدیم دکتر هم آمد داخل آشپزخانه و از ما پرسید اگر کمکى لازم داریم بیاید کمکمان.
خسته ومستأصل گفتیم: نه! آقاى دکتر! شما بفرمایید. الان غذا رامى آوریم!
دکتر بدون توجه به تعارف ما آمد تو و شروع کرد به کمک به ما تا غذا را گرم کنیم.
داخل ظرف ها بکشیم و بین دانشجوها توزیع کنیم.

+بخشی از کتاب فرزند ملت(گزارش-خاطره هایی از دکتر احمدی نژاد)

۹۵/۱۲/۲۵
گم نام

نظرات  (۱۰)

با توجه به عنوان الان یعنی احمدی نژاد عشق شماست؟!
البته اشکالی ندارد. هر کسی عشقی دارد دیگر!
پاسخ:
میگه که:

تو مو بینی و مجنون پیچش مو

تو ابرو، او اشارت‌های ابرو


الان درواقع راوی و نویسنده خاطرات دکتر احمدی نژاد هستن؟؟ و دکتر قهرمان لای خاطرات چه کسی میباشند؟؟
درمورد پست هم فقط بعنوان خاطره میتونه جذاب باشه همین، بنظر من رفتار و واکنش های دکتر قصه رفتار معمول خوبی بوده :)
پاسخ:
والا نه متوجه خط اول کامنتتون شدم نه خط دومش
میشه بیشتر توضیح بدید؟
مثل اینکه خنگ شدم رفته پی کارش:))
منظورتون اقای احمدی نژاده؟؟؟
البته من درجایگاه نظردادن نیستم!اما بنظرمن وخیلی های دیگه آقای احمدی نژاد مردم دوست بودن واقعا وهمدل همه!اما سیاست وتدبیر لازم برای ریاست جمهوری نداشتن!!خوبه ازین دیدگاهای صفرو صدی بیایم بیرون!اگه ازکسی بدمون میاد نامردی نکنیم خدمتاشم بینیم اگه خوشمون میاد بازم با انصاف باشیم بدیاشم ببینیم!چیزی که اقای احمدی نژاد باوجود مردم دوست بودن و بعضی خدمتاشون به وضوع اشتباهم زیاد داشتن!
پاسخ:
چرا در جایگاه نظر دادن نیستید،خیلی هم در جایگاه نظر دادن هستید پس راحت باشید و نظرتون رو بگید:)
قطعا دکتر هم اشتباهاتی داشته ولی به نظر من به غیر از مردمی بودنش تو زمینه سیاست هم بهترین رئیس جمهور ایرانه.
دخترایی که میرن سر کار نمیدونن ضرورتی نداره برن، بلکه ضرر هم داره چون همون دخترانی که میرن سر کار جای پسرای مجرد بی کار رو گرفتن که پس از اشتغال میخوان از بین همین دختران یکی رو برای ازدواج انتخاب کنند. :( در حالی که اگر دختران جامعه برن سرکار باطر به کرسی نشستن عدالت و رعایت حقوق زن و مرد، خودشون هم بی خواستگار و مجرد میمونن همه نه، اکثرا.

این حجم از سطحی نگری تو یه کامنت جای تحسین داره!!!!
بله درست میگین باید دلیلمم عرض میکردم :)

شما میگین ضرورتی نداره یه خانوم بخواد کار کنه و با این عمل جای مردی که میخواد باهاش ازدواج کنه و شاغل نیستو گرفته!
این جریان که زن خونه دار باشه و مرد موظفه که شاغل باشه و خرج زندگی رو بده مال اون دوره ای بود که با یه فرد شاغل تو خانواده خرج زندگی تامین میشد...نه الان که با وجود زن و شوهر شاغل بازم ستون اقتصادی خانواده میلنگه!
شما میگین همیشه حق زن پایمال شده...اینجا که باید پایمال میشد متاسفانه مسئولین رسیدگی نکردن و مساوات و برابریه!!چرا این حرفو میزنین وقتی همین الانشم اکثریت شاغل متعلق به مرداست!
لپ کلام شما اینه که یه دختر شاغل نباشه و بشینه تو خونه تا صندلی یه مردی که قراره بیاد خواستگاریشو اشغال نکنه!
همونقدر که یه مرد حس استقلال مالی رو دوست داره،یه زن هم این حسو درک میکنه و بهش نیاز داره!!این باور که وقتی دختر تو خونه ی خودشه باباش باید خرجشو بده و وقتی ازدواج میکنه شوهرش،از اساس و بنیان غلطه!!
حالا اگه برداشت من از حرفاتون غلط بود عذر میخوام!:)
پاسخ:
به کامنتاتون جواب نمیدم نه اینکه قصد بی احترامی داشته باشم چون خطاب به من نوشته نشده
دوست خوبم علی هم گفت کامنتاش رو عدم نمایش بزنم.
ینی شما هم علم و صنعت بودی؟
اینو شما نوشتی؟

^-^ ببخشید که من یه کم خنگم
پاسخ:
بخشش لازم نیست،اعدامش کنید:دی.
بهترین نیستم متاسفانه:)بهترین نبودن بنظرمن
پاسخ:
من سر حرفم هستم ولی نظر شما هم محترمه:)
قربونت برم رفیق.بعد از یک سـال تو اولین کسی هستی که منو توی مجازی به دوستی خطاب کرد.(واقعیتی)نه تو تعارف.واقعا دمت گرم خوشحالم کردی که منو دوست خطاب کردی.
سخته برام برم و نیام اینترنت اما چاره ای نیست هم یارانه این دوماه رو لازم دارم هم باید بخونم

آخه کنکور دارم ولی سعی می کنم تابستون برگردم و هر ماه یکی دوبار که میام اینترنت سربزنم
پاسخ:
فدای تو رفیق
ایشالله به اون چیزی که میخوای برسی
ساده تر اینکه این نوشته ها را چه کسی نوشته و در وصف کیه؟؟
پاسخ:
(حاصل این تلاش ها؛ مصاحبه با آقایان دکتر لنکرانى،وزیر محترم بهداشت که هنوز
روحیه ى دانشجویى خود را حفظ کرده اند؛ دکتر الهام،وزیردادگسترى؛مهندس فتاح،
وزیر نیرو؛ آقاى رضایى،منشى مخصوص شما در شهردارى و ریاست جمهورى؛آقاى
کریمیان، راننده ى شما در شهردارى و ریاست جمهورى، آقایان آشتیانى، معاون
مراسمات و تشریفات ریاست جمهورى و غرقى، رئیس رسیدگى به شکایات مردمى
ریاست جمهورى و.... بود.)
متن داخل پرانتز بخشی از مقدمه کتابه
کتاب هم خاطراتیه از دکتر احمدی نژاد از زبان این دوستان
جمع آوری این مصاحبه ها و خاطرات هم با گروهی از دانشجویان دانشگاه های ایرانه که گمنام هم هستن و کسی نمیدونه دقیقا کیا این خاطرات رو جمع آوری کردن.

گویا این خاطرات مورد تایید دکتر هم هست چون تو سایت رسمی ایشون در قسمت خاطرات مردمی لینک این کتاب موجوده

اوکی حله :)
ممنون ..
پاسخ:
خواهش میکنم:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی