گمنام

گمنام

طبقه بندی موضوعی

دوشنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۰۷ ب.ظ

۶

به غرب خوش آمدید

دوشنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۰۷ ب.ظ

1-در تجربه‌ی غربی، عدالت اجتماعی و حتی دمکراسی واقعی نیست. شما ببینید امروز در کشورهای پیشرفته‌ی غربی - به قول خودشان - اپوزیسیون به معنای واقعی کلمه وجود ندارد؛ اختلاف بر سر این است که به عراق حمله کنیم یا نکنیم؛ حزب کارگر در انگلیس معتقد به حمله است، حزب محافظه‌کار معتقد است که نه، حمله نکنیم. در فرانسه، فلان آقا معتقد است که با اسرائیل این‌طوری برخورد کنیم؛ دیگری معتقد است که نخیر، آن‌طوری برخورد کنیم. در اتریش و جاهای دیگر هم همین‌طور است. دعوا بر سر این نیست که اصول پذیرفته شده‌ی آن کشورها مورد خدشه قرار بگیرد و خدشه‌کننده اجازه داشته باشد در صحنه‌ی انتخابات یا تبلیغات وارد شود یا به او اعتنایی بشود؛ این‌طوری نیست. در دوره‌ی قبل ریاست‌جمهوری امریکا شخصی که جزو دو حزب معروف امریکا نبود، آمد وارد صحنه شد؛ ثروت زیادی هم داشت و پول زیادی هم خرج کرد؛ اما مطلقا نگذاشتند به مراحل مقدماتی و ابتدایی انتخاب هم برسد؛ با شیوه‌های گوناگون و روش‌های خاص، او را از صحنه خارج کردند.

آیت الله خامنه ای/بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان استان کرمان / 19 اردیبهشت 1384

2-تو انتخابات سال 92 مهندس مشایی و تو انتخابات سال 96 مهندس بقایی و دکتر احمدی نژاد که افرادی خارج از دو جریان اصلی کشور بودند رد صلاحیت شدند.

۹۶/۰۲/۰۴
گم نام

نظرات  (۶)

راجع به دکتر احمدی نژاد و اقای بقایی نظری ندارم اما راجع به اقای مشایی.
یعنی واقعا انتظار داشتید اقای مشایی تایید بشه؟؟!!
هنوز جمله ی تاریخی اقای مشایی یادمونه: ما با مردم اسرائیل مشکلی نداریم!!
یاعلی
پاسخ:
والا درباره مهندس مشایی حرف زیاده
مثلا من متن یه نامه ای رو از ایشون به حداد عادل تو خبرگزاری فارس دیدم که توی نامه نوشته بودن در فرهنگ کشورمون هرگز جایی برای واژه اسراییل وجود نخواهد داشت.
ولی اگه حتی ایشون همچین حرفی زده باشن بازم دلیل رد صلاحیت ایشون این نبوده.
من یه سوالی ازتون میپرسم.
اگه همین حرفو تو همین چهار سال جناب روحانی میزدن به نظرتون واسه این انتخابات ردصلاحیت میشدن؟
رد صلاحیت مهندس مشایی به خاطر این چیزا نبوده
علی یارتون.
من جلوی یه جمعی آبروی شما و خانوادتونو به بدترین شکل میبرم!
به جای اینکه توی رقابت باشما ازخوبیای خودم بگم میام میگم تو کجای زندگیت و بد رفتی و بی آبروت کنم!
دیگه آبرو و اعتباری برای ازدست دادن نداری..اما دوست داری برای اینکه کمی ازین بی ابرویی کم شه ونشون بدی با این حال توام طرفدار داری!شورش میکنی..یه ریش سفید میاد و میگه بهت فلانی اینکارو نکن..میخوای قبول کنی یه چندروزم قبول میکنی اما اونایی که میخوان از اب گل الود ماهی بگیرن میان میگن گمنام ببین جلو یه ملت بی ابروت کرد دیگه کسی پشیزی برات احترام قائل نیست تحرکت میکنن و تو شورش ترغیب میکنی!
نه که مقصر نباشی!نه خیلیم مقصری اما اگه من وجودشو داشتم درک داشتن به جای خردکردن تو فقط خوبیای خودمو میگفتم شورش نبود!
این قصه حساب آقای احمدی نژاد و وشرش بعد انتخابات اون سال بود..کسی که واقعا حرف زدن جوری بلد نیست اونم تو مملکتی که کوچکترین حرفی باعث چند رایی مشکل میشه میدونید
واقعا درک نمیییییییتونم بکنم!
پاسخ:
اولش که کامنتتون رو خوندم فکر کردم دارید منو تهدید میکنید:)))
خداییش کامنتتون ربطی به پست من ندشت ولی جوابتون رو میدم
ببین خواهر من اولا دکتر احمدی نژاد برای بی آبرو کردن یه عده این کار رو نکرد واسه آگاهی مردم این کار رو کرد ضمنا باید بدونیم که از فساد افرادی حرف زد که در حق من و شما ظلم کردن.پول بیت المال که حق من و شما و مردمه رو خوردن.
این مبارزه با فساده و اصلا هم چیز بدی نیست.
اون بحثیم که شما میگید به خاطر حرفای تو مناظره نبود.این ادعای تقلب یه طرحیه به اسم کودتای رنگی یا کودتای مخملی که فقطم تو کشور ما اجرا نشده تو خیلی از کشورای دیگه هم اجرا شده.
نمیخواید بگید که دکتر رفته تو کشورای دیگه آبروی یه عده رو برده و باعث شده مردمش شورش کنن؟
میخواید همچین ادعایی کنید؟:)
سلام
حداقل میدونم که آقای احمدی نژاد در سال 84 که تایید صلاحیت شدن به عنوان کاندیدای مستقل وارد انتخابات شدن. سال 88 رو نمیدونم...

پاسخ:
سلام
داشتم به کامنتتون جواب میدادم که یه چیزی به ذهنم رسید یه کانال تلگرامی یه پست گذاشته بود با عنوان احمدی نژاد اشتباهی بود با اجازتون من پست همون کانال رو به عنوان جواب اینجا کپی میکنم چون فکر میکنم خیلی بهتر از من به این کامنت شما جواب داده

احمدی‌نژاد اشتباهی بود!

سهم محرومین و مستضعفین از سفره انقلاب چقدر است؟ پاسخ مشخص است، سهم آنها تنها و تنها یک رأی از حلقه‌ی بسته‌ی مدیرانِ تأیید صلاحیت شده و تمام! سهم محرومین نمایشِ نامزدهای انتخاباتی در حمایت از آنها در ایام انتخابات است و تمام!

انتخابات نقطه‌ی عطف تجلی اراده ملت است. ملتی که وقتی پهلوی اجازه‌ی تعیین سرنوشت را به آنها نداد، قیام کرد، قیام کردنی! اما سهم محرومان و مستضعفان از انتخابات پس از انقلاب اسلامی چیست؟ چرا صحنه‌ را طوری می‌چینند که این جماعت فقط نقشِ تماشاگرانی را بازی کنند که تنها وظیفه‌شان رأی دادن است و بس! بعد از هر انتخاباتی به مدت 4 سال به دست فراموشی سپرده می‌شوند و مجدداً روز از نو و روزی از نو!

سال 84 اما استثناء بود، چرا؟ چون نامزدِ «کاهش دهنده‌ی آراء باطله‌» در آن انتخابات اشتباهی انتخاب شد! شیبانی 68، جاسبی 72، زواره‌ای 76، کاشانی 80، احمدی‌نژاد 84، رضایی 88، غرضی 92، میرسلیم و هاشمی طبای 96 با هدف «کاهش آراء باطله» تأیید صلاحیت می‌شوند و در این میان تنها یک نفر یعنی احمدی‌نژاد 84 توانست سخت‌ترین رقبای خود را کنار زده و پدیده‌ی انتخابات 84 شود!

نمی‌دانم تا چه اندازه ایام تبلیغات انتخابات سال 84 را بیاد می‌آورید؟ نامزدهای انتخاباتی تحت تأثیرِ پیروزی‌های بی‌نظیر سید محمد خاتمی در سال 76 و 80 که توانسته بود با شوی اشرافیت و استفاده از دخترانِ بزک کرده در شرایط پس از خفقانِ دولت هاشمی، آراءِ مردم را به شکل باورنکردی جذب کند، در مسیرِ او قدم برمی‌داشتند! مسابقه‌ی نامزدهای سال 84 مسابقه‌ی احمقانه‌ای برای بازسازی بهتر و بیشترِ روشِ انتخاباتی خاتمی بود! هاشمی، کروبی، قالیباف، معین و لاریجانی برای بازسازی این صحنه مسابقه گذاشته بودند! گفته می‌شد کار و کاسبی زیبارویان برای حضور در ستادهای انتخاباتی رونق بی‌سابقه‌ای پیدا کرده بود! اما در این میان یک نفر بود که قلبش با محرومان و مستضعفانِ 57 بود، مستضعفانی که 25 سال پس از انقلابشان به فراموشی محض سپرده شده بودند! آن یک نفر از همان روز توسط نامزدهای اصلی مسخره می‌شد و با دیدن روش متفاوت احمدی‌نژاد بیشتر مطمئن می‌شدند که او فقط در جذب آراء باطله موفق خواهد بود!

آنها یک درصد هم فکر نمی‌کردند کسی که با هدف «کاهش دهنده آراء باطله» تأیید صلاحیت شد، بتواند رئیس جمهور سابق (هاشمی رفسنجانی)، رئیس مجلس سابق (مهدی کروبی)، فرمانده نیروی انتظامی سابق (قالیباف)، گزینه‌ی رئیس جمهور مستقر (مصطفی معین) و رئیس صدا و سیمای سابق (علی لاریجانی) را پشت سر گذاشته و به صندلی ریاست جمهوری تکیه بزند!

او اشتباهی تأیید شد و اشتباهی آمد! نشان به این نشان که پس از پیروزی سال 84، برخلافِ همه انتخابات پیش از آن هیچ جشن پیروزی برای برنده‌ی انتخابات که گزینه‌ی مستضعفین و محرومان بود برپا نشد! قرار نبود کارکرد محرومین و مستضعفان از آنچه برای آنها برنامه‌ریزی شده بود بیشتر شود!؟ او اشتباهی تأیید شد و اشتباهی پیروز شد!

پیش خود گفتند اشکال ندارد، احمد‌ی نژاد را هم وارد بازی خودمان می‌کنیم و تمام! درحالیکه احمدی‌نژاد در آغازِ ورود به انتخابات رسماً‌ اعلام کرده بود که نه اصولگراست و نه اصلاح‌طلب، پس از شکستِ هاشمی در انتخابات، اصولگرایان به سمت او حمله‌ور شدند تا امتیاز بگیرند! به او امتیازی داده بودند که او باید جبران می‌کرد! امتیازی به نام «تأیید صلاحیت»!

حق با آنها بود، اگر اصولگرایان احمدی‌نژاد را تأیید صلاحیت نمی‌کردند که احمدی‌نژادی نبود که بخواهد رئیس جمهور شود! قرار نبوده و نیست که هرکسی بیاید و تأیید صلاحیت شود! او را چنان دوره کردند که خودشان هم باورشان شد احمدی‌نژاد اصولگراست! احمدی‌نژاد برای انتخاب وزرایش با مجموعه‌ای از مدیران روبرو بود که سه دولتِ غیرمردمی تربیت کرده بودند! پس دستان او برای انتخاب مدیرانِ مردمی بسته بود! در گام اول تلاش کرد حلقه‌ی بسته مدیران را باز کند! به همین دلیل کابینه‌ای که انتخاب کرد از گزینه‌های سران اصولگرا و اصلاح‌طلب همچون محسن رضایی، احمد توکلی، علی لاریجانی، ناطق نوری، محمد رضا باهنر و دیگر وزرای خاتمی  و هاشمی خالی بود!  احمدی‌نژاد مجبور شد از سایرینِ آنها استفاده کند!
احمدی‌نژاد قسم خورد که پای حقوق مردم بایستد! رئیس جمهورِ مستضعفین برای اولین بار هیأت دولت را مجبور به خدمت به مستضعفین کرد، هیأت دولت ماهی یکبار مجبور بودند جلسات خود را دقیقاً در وسطِ فقرِ ملت برگزار کنند! آنها مجبور بودند نامه‌های محرومین را بخوانند، آنها مجبور بودند مشکلات مستعضفان را حل کنند! چرا؟ چون اگر یکی از این محرومین به احمدی‌نژاد نامه می‌نوشت و شکایتِ آن مدیر را نزدِ او می‌برد، احمدی‌نژاد برای برکناری او کمترین تردیدی به خود راه نمی‌داد! احمدی‌نژاد مسیرِ سرمایه‌‌های ملی که با طراحی منحصر به فردی به سمت اشراف جریان داشت را تغییر داد! سوبسیدی که به سمتِ ثروتمندان جاری می‌شد را به سمت توده‌های ملت سرازیر کرد! رئیس جمهورِ مستضعفین کارهایی کرد نابخشودنی!‌او حاضر نشد وارد بازیِ کثیف قدرت شود!

او در آن 4 سال کاری کرد، که مستضعفان و محرومانی که تا پیش از آن کارد به استخوانشان رسیده بود، رُشد کرده و از آب و گل درآمدند و مستکبران و ثروتمندان، متضرر شدند!

سال 88 برای حذفِ احمدی‌نژاد با تمام توان وارد صحنه شدند، ابتدا سید محمد خاتمی را وارد صحنه کردند ولی پس از چند سفر استانی فهمیدند خاتمی کسی نیست که بتواند از پسِ احمدی‌نژاد برآید. پس گزینه‌ی دیگر خود را رو کردند! میرحسین موسوی نخست وزیر محبوب امام، در هر انتخاباتی وارد می‌شد قطعاً پیروز می‌شد! اما اختلافاتِ شدیدِ دهه‌ی شصتی او با اصولگرایان باعث شد که او از ترسِ رد صلاحیت خانه‌نشین شود. برای حذف احمدی‌نژاد به میرحسین چراغ سبز نشان دادند و گزینه‌ی صد در صد پیروز و غایب در انتخابات‌های سال‌های 68، 72، 76 و 80 را وارد صحنه کردند تا احمدی‌نژاد حذف شود!

میرحسین موسوی که پس از بیست سال مجوز حضور در انتخابات را بدست آورده بود، برای دستیابی به قدرت سراز پا نمی‌شناخت! میرحسین موسوی شخص کمی نبود! هیچ سیاستمداری شک ندارد که اگر او زودتر یا دیرتر از سال 88 وارد صحنه‌ی انتخابات ریاست جمهوری می‌شد، قطعاً می‌توانست سابقه‌ی هشت سال ریاست جمهوری را به هشت سال نخست‌وزیریش پیوست کند!

برای حذف احمدی‌نژاد موسوی را آوردند و شش‌ماه طوفانی را برای تخریب دولتِ مستضعفین آغاز کردند! موسوی، هاشمی، کروبی، خاتمی ششماه تمام ایران را چرخیدند و آزادانه دولتِ محرومان را تخریب کردند! هرجا رفتند دروغ گفتند، هرجا پا گذاشتند تخریب کردند تا محبوبیتِ بی‌نظیر احمدی‌نژاد را خدشه دار کنند! اما نتوانستند! انتخابات برگزار شد و احمدی‌نژاد توانست محبوب‌ترین رقیبِ ممکن را 24 به 13 شکست داده و برای بار دوم بصورت کاملاً اشتباهی رئیس جمهور ملت ایران شود! اشتباه نکنید میر حسین موسوی بعد از شکست 88 به حصر نرفت، بلکه مثل همان بیست سال قبلش مجدداً خانه‌نشین شد!

پس پروژه‌ی حذف احمدی‌نژاد را از طریق شورش کلید زدند! پیروزی احمدی‌نژاد در سال 88، یک پیام خیلی بد داشت، آن پیام این بود که احمدی‌نژاد قرار نیست شکست بخورد، مردم چنان عاشق این مرد شده‌اند که هر بار آراءش بیشتر و بیشتر می‌شود! احمدی‌نژاد را نمی‌توان در سیستمِ انتخابات حذف کرد پس باید فکری اساسی‌تر کرد!

شورش 88 آغاز شد و موسوی و  کروبی تلاش خود را برای متقاعد کردن احمدی‌نژاد  به کناره‌گیری آغاز کردند! بنده معتقدم، هدفِ شورشگران 88 فقط و فقط احمدی‌نژاد بود نشان به این نشان که در آن ششماه هرگاه احمدی‌نژاد از سمتش عزل می‌شد و دستور برگزاری انتخاباتی بدونِ احمدی‌نژاد صادر می‌شد، همه‌ی شورشها در دم فرومی‌کشید! پروژه‌ی اغتشاشات سال 88 پروژة‌ی بی‌آبرو کردن احمدی‌نژادی بود که محبوبیتش برای اشراف سیاسی کُشنده بود! کهریزک را و آن فجایع را به بار آوردند و مقصر آن را احمدی‌نژادی معرفی کردند که او را بی‌آبرو کنند در حالیکه نه فرمانده نیروی انتظامی از او دستور می‌گرفت و نه رئیس سازمان زندانها!

از سوی دیگر اختیارات مسلم قانون اساسی از احمدی‌نژاد سلب شد! او دیگر اجازه و حق تعیین کابینه‌ی خود را نداشت! احمدی‌نژاد حق نداشت معاونِ اول و وزرایش را براساس سلیقه‌ی ملت بچیند! سه وزیر اصلی و مهم او رأی اعتماد نگرفتند! احمدی‌نژاد باید حواسش به همه جا می‌بود! هم باید حواسش به خرابکاری در بازار ارز می‌بود، هم حواسش به اشغال سفارت انگلیس و هم حواسش به وزارت اطلاعاتی که برعلیه دولت مشغولِ پرونده‌سازی بود! اتهامِ انحراف هم به دیگر دردسرهای احمدی‌نژاد اضافه شد!‌ گفتند افکار او انحرافی است و او حق ندارد هیچکس را خارج از لیستی که در اختیارش قرار می‌دهند منصوب کند! هرکسی خارج از لیستِ آنها از احمدی‌نژاد حکم گرفت، به او برچسب عضویت در حلقه‌ی انحرافی زدند و کسانی را که احمدی‌نژاد با فشار آقایان منصوب کرد، هرگز منحرف نامیده نشدند! حتی خاوری!
احمدی‌نژاد اشتباهی بود! چون وارد بازی قدرت آقایان نشد! احمدی‌نژاد منحرف بود، چون رئیس جمهورِ مستضعفین بود! احمدی‌نژاد فتنه‌گر بود چون سرمایه‌ی کشور را به سمت محرومان گسیل داد! چهار سال دوم احمدی‌نژاد را می‌توان چهار سالی نامید که برای شکست او از هیچ کوششی فروگذار نشد!


سال 92 و در پایان 4 سال بالاخره توانستند با حذف تنها گزینه‌ی او در انتخابات پرونده‌ی او را به طور موقت ببندند، پرونده‌ای که هیچکس فکرش را نمی‌کرد برای همیشه بسته شده باشد جز آنانکه از مناسبات و بازی‌های قدرت خبر داشتند! جز صادق خرازی، جز حسن روحانی، جز عباس عبدی و جز مصباحی مقدم و مرحوم هاشمی رفسنجانی که با خیال راحتِ راحت از آینده‌ی فرزندان و نوه‌هایش دیار فانی را ترک کرد!

احمدی‌نژاد ششماه قبل از انتخابات توصیه به نیامدن شد و خودش و گزینه‌ی منحرفش را در انتخابات 96 رد صلاحیت کردند تا پرونده‌ی او برای همیشه بسته شود!

احمدی‌نژاد اشتباهی بود! گزینه‌ی‌ محرومان و مستضعفین اشتباهی بود! نگاه کنید صحنه‌ی انتخابات 96 را و ببینید اشرافِ تهران و مشهد در این انتخابات گزینه دارند اما مستضعفین هرچه فریاد زدند افاقه نکرد! فریادِ میلیونها مستضعف و محروم را به اندازه‌ی صدای یکی از خودشان هم نشنیدند! به اندازه‌ی حتی یک نفر از اغتشاشگران سال 88 هم به حساب نیاوردند! دیگر کسی یک درصد هم شک ندارد که اگر به سال 84 برگردیم، احمدی‌نژاد رد صلاحیت می‌شد و برای تأیید صلاحیتش نه در سال 96 بلکه در همان سال 84 هم هیچ حکم حکومتی صادر نمی‌شد!

+یه مقدار طولانی شد ولی واقعا فکر میکنم جواب کاملی بود به این کامنت شما.
۰۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۴:۵۴ بــاهــ ــار .
من سوالم اینه که انتخابات تموم شه شما دقیقا از چی میخواین پست بذارین :/:))
پاسخ:
سوال خوبی بود
من یه نمونه اش رو گفتم.
مسائل امنیتی داشتن اقای مشایی و البته سیاسی که چون مدارک معتبرش ندارم راجع بهش صحبتی نمیکنم.اما همین بس که خط ایشون یه مقدار کجی داره:)
یاعلی
پاسخ:
گفتم که درباره مهندس مشایی حرف زیاده.یه سری از این حرفا که دیگه خیلی سطحیه
مثلا همین که میگن مشایی مرتاض و رمال و ... هستش
ولی من یه سوالی از شما میپرسم
اکثر کسانی که به اصلاح طلبا رای میدن مخالف نظام هستن(دقت کنید نمیگم همه،میگم اکثرا)
یعنی ملت اصلاح طلبا رو به عنوان نماد مخالفت با نظام قبول دارن
یعنی میخوام بگم خط از این کج تر:))
ولی به هر حال هنوز یه سری اصلاح طلبا رو تایید صلاحیت میکنن و از جریان دکتر احمدی نژاد هیچ کس رو تایید صلاحیت نمیکنن.
اصلا حالا اینا هیچی
واسه این دوره روحانی رو با اون رسوایی حقوق های نجومی و قالیباف رو با اون رسوایی املاک نجومی تایید صلاحیت کردن بعد احمدی نژاد رو رد کردن.
به نظرم اینا فقط دنبال اینن به غیر از دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا،جریان دیگه ای وجود نداشته باشه.
مستر گمنام دلمون برا پستاتون تنگ شده، غیبت صغری مانندتون کم کم راه کبری در پیش گرفته...
پاسخ:
همیشه لطف شما ما رو شرمنده کرده و الا ما که اینجا پرت و پلا مینویسیم:)
راستش زیاد نوشتنم نمیاد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی