گمنام

گمنام

همه نظرات برام باارزشه
ولی گاهی ترجیح میدم در برابر بعضی نظرات سکوت کنم و جوابی ندم
قصد بی احترامی به کسی رو ندارم

طبقه بندی موضوعی

چهارشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۳۶ ق.ظ

۹

تکون خوردن یهویی

چهارشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۳۶ ق.ظ
-یه سری چیزا هست که یهو تکونت میده
مثلا کربلا
جدی میگما
من خودم یه مدت تو مسائل سیاسی دچار شبه شده بودم
رفتم کربلا
چسبیدم به ضریح
یه لحظه حس کردم همه چی درست شده
اصلا یه سفر برو کربلا

من:نمیشه برم

-نگو نمیشه،بگو میشه که بشه


پ.ن:نمیدونم چرا چند وقته خدا آدمایی رو میذاره سر راهم که یا از کربلا میگن یا دوستدار امام حسین(ع) هستن.
نمیدونم شایدم ذهن من شرطی شده



موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۰۸
گم نام

نظرات  (۹)

اللهم الرزقنا زیارت حسین علیه السلام 
... 
ان شاءالله ارامش برگرده به دلتون
پاسخ:
ممنونم
۰۸ آذر ۹۶ ، ۰۰:۴۸ پسر مشرقی
اگه نرفتی حتما برو. تجربه ی خوبیه.
پاسخ:
آره تا حالا نرفتم
یه سفر برید خب :)
منم برا اولین بار امسال دلم کربلا خواسته.
پاسخ:
فکر نمیکنم فعلا برم
ایشالله قسمت شما بشه
ایشالا :)
برم به امام حسین میگم: آقاجان این جناب گمنام رو هم بطلب.
پاسخ:
:)
۰۸ آذر ۹۶ ، ۰۷:۳۹ بهارنارنج :)
بستگی به خود ادم داره!خیلیا هرسال کربلان ولی موجودات ترسناکین!انقدر بدن!خیلی ها در جوار امام بودن ولی گمراه شدن!اول خودت باید بپذیری گیر داری خرده شیشه داری بعد زمینشو بسازی اونوقت بایه دعاهم  تکون میخوری!تا وقتی ادم نپذیره نیازمند چیزی بدست نمیاره
:)
پاسخ:
حرفاتون قابل تامل بود

میگن حرف راستو باید از بچه شنید:دی.
۰۸ آذر ۹۶ ، ۱۴:۳۵ بهارنارنج :)
:|
اره پدربزرگ!
پاسخ:
:دی
سلام
اول فکر کردم طرف اول گفتگو خودتون هستید،خیلی خوشحال شدم
به نویسنده نگاه کردم ببینم درست اومدم؟:)
*
اگه با نیت بهتر شدن بری،محاااال ممکنه دستی به سر و روی دلت نکشن.
اینکه بگم بری و برگردی کن فیکون میشی غلطه نه.
گرچه برای بعضی ها ممکنه رخ بده.
اما واقعا وقتی میری میبینی نگاهت عوض شده،علاقه هات عوض شده،دغدغه هات عوض شده...
و وقتی حال و سوی دلت رو عوض کنن،یواش یواش خیلی چیزها فرق میکنه....
*
امتحانش کم قیمته:)
خصوصا اگه اربعین برید
خیلی بیشتر متوجه حرفم میشید...
شنیدن کی بود مانند دیدن
پاسخ:
سلام
اینکه میگید به نویسنده نگاه کردم ببینم درست اومدم نشون میده اصلا انتظار نداشتید من رفته باشم کربلا:)))
اینی هم که برای دیگران خوشحال میشید ویژگی خوبیه
نشون میده بخل و حسد درونتون وجود نداره
در حفظ این ویژگی کوشا باشید:)
*
یادمه قبلا هم یه بار تو وبتون پرسیده بودم مروه قبل و بعد کربلا چه فرقی کرده؟
همین جوابو بهم داده بودید
البته اینی هم که شما میگید همون کن فیکون شدنه ولی مثل اینکه برای شما کم کم رخ داده
چیزی که تو حرفای اون بنده خدا برام جالب بود همین تغییر ناگهانیشون بود
ذره ذره تغییر دادن یه فرد شاید از یه آدم عادی هم بربیاد
ولی تغییر یهویی برای من حکم معجزه رو داره
*
بله خب هیچ چیزی نمیتونه جای تجربه خود آدمو بگیره
شاید یه کسی صرفا به جهت تجربه بره کربلا و تو این سفر عاشق امام حسین(ع) بشه ولی من همچین چیزی رو دوست ندارم
دوست ندارم برم کربلا که عاشق امام حسین(ع) بشم
دوست دارم اول عاشق امام حسین(ع) بشم بعد برم کربلا
اینجوری به نظرم خیلی خاص تر و لذت بخش تره
حرف بهارنارنج هم قابل تامله
باید بپذیری خرده شیشه داری و محتاجی کمکت کنن تا اصلاح بشی
وگرنه فکر کنی خییلی الان خوبی که رفتی کربلا و اسمت شده کربلایی و غرور بخاطر این لطف و توفیق الهی سراغت بیاد واویلا...
کبر هم که اول بدبختی هاست...دیگه فکر میکنی نیاز به اصلاح نداری در نتیجه بیماری ها و مرض هات بدون سر صدا ریشه میدوونه و عمیق میشه و تا کی که صداش دربیاد و تعفنش دیگران رو خبر دار کنه...

پناه بر خدا از غرور...


پاسخ:
کامنتای شما در کنار کامنت بهار نارنج خوب و قابل تامل بود
کلا یه سری رذایل اخلاقی هست که شاید اولش چیزی رو نشون نده ولی وقتی آروم آروم ریشه گرفت میبینی کل وجودتو گرفته
اونموقع دیگه برگشتن خیلی سخت میشه
البته غرور خوبم داریم به نظرم
غرور به معنای خودبرتربینی رو من بد میدونم

+به نظرم شما حتی اگه قبل از کربلا خیلی هم مذهبی نبوده باشید بالاخره یه پیشینه مذهبی داشتید
خیلی دوست دارم با تجربه کسانی آشنا بشم که مذهبی نبودن و بعد کربلا تغییر کردن
یا یه مرحله بالاتر
نفرت داشتن از دین و مذهب و بعد تغییر کردن

سلام مجدد
نه انتظار داشتم کربلا برید اما انتظار نداشتم این حرف ها رو بشنوم از زبون شما
*
دیگران برام دغدغه ان یه جورایی
*
خوبه که دوست دارید تجربیات دیگران رو بدونید...این نگاه متفاوت شما جالبه برام..
کسی که نفرت از دین داشته از نزدیک ندیدم اما اون مورد که مذهبی اصلاا نبودن رو دیدم از نزدیک و شاید دربارش تو وبلاگ حرف بزنم.
انگیره ای شد...
*
تغییر ناگهانی با ایجاد یک محبت خارق العاده مثل محبت حسین،چیز عجیبی نیست
حتی شاید عادی باشه...محبت به معنی یک جرقه ی قلبی که یه شور خاصی در قلب ایجاد بشه،نه محبت ازلی همه ی ما که خوبی ها و خوب ها رو دوست داریم..
این جرقه ی عشق اگر در قلب انسان بخوره قلب محل گرایش هاست،گرایش ها تغییر میکنه،تمایلات انسان عوض میشه،اینها که تغییر کرد رفتارها به تبعش تغییر میکنه به اذن الله.
*
مروه ی قبل کربلا پیشینه ی مذهبی داشت،بله... اما به جرئت بگم فهم دین نداشت... انقلاب نمیفهمید چیه... جهان رو نمی شناخت اصلا کجاست... و سیاسی اصلا نبود و معتقد بود سیاست یه موضوع بیهوده است و موضوعیت نداره،آدم ها بهش دامن زدن برای بازی های سیاسی..
این سیاسی شدنه و حساس شدنه و فهمیدن اینکه دنیا یه خبری هست...یه خبری خیلی جدی تر از زندگی معمولی من،تو کربلا اتفاق افتاد
تو تک تک لحظه های پیاده روی، عبور از مرز،دیدن عراقی ها از نزدیک، نجف، حرم پدر، باب علم الهی، و.... کربلا......

پاسخ:
سلام
یه جوری میگید انتظار نداشتم این حرف ها رو از زبون شما بشنوم انگار از خواننده های قدیمی اینجا هستید:)
شما که تازه اومدید و شناختی نسبت به من ندارید قاعدتا
*
من همیشه سر دوراهی خودم و دیگران قرار دارم
*
مشتاقیم برای خوندنش
*
حرفاتون قابل تامله
نمیشه ساده از کنارشون گذشت
کلا به نظرم این بحثایی که سر کامنتا شد از پست من پربارتر بود:)
*
تو زندگی منم از یه جایی سیاست جریان پیدا کرد
فراز و نشیب داشته ولی همیشه بوده تو زندگیم
البته من از طریق کربلا سیاسی نشدم:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی