گمنام

گمنام

همه نظرات برام باارزشه
ولی گاهی ترجیح میدم در برابر بعضی نظرات سکوت کنم و جوابی ندم
قصد بی احترامی به کسی رو ندارم

طبقه بندی موضوعی

جمعه, ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۳۴ ب.ظ

۶

مشغله

جمعه, ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۳۴ ب.ظ
تو بوفه دانشگاه نشسته بودیم و داشت از خاطرات دختر بازیش میگفت.
وسط حرفاش یه چیزی گفت که هنوز تو ذهنم مونده
برگشت گفت:یه مدت در مغازمون انقدر کار و گرفتاری داشتم که اصلا فرصت اینجور کارا رو نداشتم.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۱۷
گم نام

نظرات  (۶)

۱۷ آذر ۹۶ ، ۲۲:۳۱ بهارنارنج :)
ریشه اصلی خیلی گناها همین بیکاریه..

عجب یجوری میگفتید پیرمردید گفتم الان نوه هاتونو میبرید مهد!
پاسخ:
خداییش این بخش دوم کامنتتون به پست چه ربطی داشت؟:)
۱۷ آذر ۹۶ ، ۲۲:۴۵ بهارنارنج :)
خیر در ارتباط با نظرات شما راجع به بزرگ دیدن خودتون و بچه دیدن دیگران
پاسخ:
خب همین دیگه
میخوام ببینم از کجای این پست به این نتیجه رسیدید که سن من کمه؟

+عمو جون اگه از حرفم ناراحت شدی بیا واست قاقا لی لی بخرم از دلت دربیاد
پاستیل دوست داری عمویی؟:)
۱۷ آذر ۹۶ ، ۲۳:۰۵ بهارنارنج :)
تو.بوفه دانشگاه نشستن!

نه عمو شماره کارت میدم کارت به کارت کنید خودم میخورم
پاسخ:
والا از جوون 18 ساله تا آدم 40 ساله میان دانشگاه
زیاد سن خاصی نداره

اینم میشه:)
قضیه همونه که میگن اگه نفس رو مشغول نکنی، اون تو رو مشغول میکنه
پاسخ:
دقیقا همینه
و نفسم آدمو مشغول چیزای بی ارزشی میکنه که تهش تباهیه

حالا چرا ناشناس؟:)
دلیل خاصی داشتید؟
بازی خوبی نیست، توصیه نمیشه که هیچ بلکه نفی و نهی هم میشه.

پاسخ:
تهش پوچیه واقعا

من بیشتر بحثم سر مشغله بودا
اصلو ول کردید فرعو چسبیدید:)
خواستم ته کامنتم بنویسم "مفهوم رو گرفتما" ولی ترجیح دادم الان تو کامنت بعدی بگم. :)
مفهوم رو گرفتم به تایید نظر ناشناس و جواب شما بسنده میکنم.
پاسخ:
با تشکر از تاییدات جنابعالی:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی