گمنام

گمنام

همه نظرات برام باارزشه
ولی گاهی ترجیح میدم در برابر بعضی نظرات سکوت کنم و جوابی ندم
قصد بی احترامی به کسی رو ندارم

طبقه بندی موضوعی

پنجشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۳:۳۵ ق.ظ

۱

هیئت

پنجشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۳:۳۵ ق.ظ
1-شب شام غریبان محرم امسال رفتم یه هیئتی که متعلق به خانواده یکی از شهداست.
هیئتشون اون سر شهر بود.
تو هیئت نشسته بودم که مداح اصلی اومد و شروع کرد به جفت کردن کفش مردم.
شنیده بودم همچین عادتی داره.
اومد کنار من نشست.
قفل گوشیمو باز کردم که بیام تو پنل وبم که یهو یه چیزی اومد تو ذهنم.
کافی بود مداح هیئت چشمش به بک گراند گوشیم میوفتاد تا پر از سوال بشه یا منو سوال پیچ کنه که بنده خدا سرش پایین بود و نگاه نکرد.
بک گراند گوشیم عکس مزار برادر شهیدشون بود:)
یه ساعتی تو هیئت نشستم و بعدم اومدم دم در با پسر مداح یه گفت و گویی داشتم و برگشتم.
2-من مداح اصلی هیئت و پسرشون و خیلیای دیگه رو میشناختم(شناخت در حد چهره و نهایتا اسم و فامیل) ولی خودم برای اونا گمنام بودم.
حتی هیئتشون یه کانال تلگرام داشت که من با ادمینشون صجبت کرده بودم که دوست دارم یه شب بیام هیئتتون
بعد از اینکه از هیئت برگشتم خونه بهش پیام دادم من اومدم هیئتتون
گفت:عه چرا خودتو معرفی نکردی و مشتاق دیدار بودیم و ...
ولی من کلا به صورت گمنام و نامحسوس میرم جلو
کلا کمتر کسی منو میشناسه.
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۲۳
گم نام

نظرات  (۱)

۲۳ آذر ۹۶ ، ۰۶:۵۰ بهارنارنج :)
چه ادم خوبی بودن:)


چرا حالا ناشناس؟
پاسخ:
درباره ناشناس بودن تو پست توضیح دادم که مدلم اینجوریه کلا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی