گمنام

گمنام

همه نظرات برام باارزشه
ولی گاهی ترجیح میدم در برابر بعضی نظرات سکوت کنم و جوابی ندم
قصد بی احترامی به کسی رو ندارم
*
اینجا را زیاد جدی نگیرید

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

۷ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

طمع یعنی برای رسیدن به بهترین به هیچ برسی
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۶ ، ۰۳:۲۹
گم نام
1-من قبلا یه وب داشتم که همه پستاش رمزی بود و فقط برای خودم مینوشتم
اینجا رو به پیشنهاد یه بنده خدایی که بهم گفت حداقل پاشو بیا بیان مثل آدمیزاد وب بنویس ساختم
داشتم یه مقایسه ای میکردم بین اون وب و این وبم
واقعا تجربه نوشتن اینجا با وب قبلیم خیلی فرق داشته
دلیلشم حضور خواننده بوده
خیلی چیزا از این تجربه وب نویسیم یاد گرفتم از آدمای مختلف
کسایی که یه زمانی بودن و حالا نیستن و کسایی که همچنان هستن
کامنتایی دریافت کردم که حالمو خوب کرده کامنتایی هم بوده که ناراحتم کرده
کامنتایی بوده که ازش چیزی یاد گرفتم
کامنتای یه شخص خاصی بوده که انقدر کامنتاشو دوست داشتم که انگار تو عمق وجودم نفوذ کرده و خیلی وقتا تو ذهنم مرور میشه
میدونی چیه؟
اینجا فراز و فرود داشته
تلخی و شیرینی داشته
و ته این فراز و فرودها و تلخی و شیرینی ها منجر به رشد شده
ولی زمانی که برای خودم مینوشتم یه خط صاف رو طی میکردم بدون هیچ فراز و فرودی
اصلا نوشتن برای خودم یه جوری بود که رمز نوشته هامو دادم به یه بنده خدایی و گفتم تو رو خدا بیا منو بخون:)
البته هنوزم واسه خودم مینویسم ولی در کنارش اینجا هم مینویسم
نوشتن برای خود هم لازمه

نتیجه اخلاقی پست:من دو تا عیب دارم،یکی این که شدیدا جمع گریزم
بیشتر زندگیم تو تنهایی و نهایتا جمع های دو نفره خلاصه میشه ولی همین وب بهم نشون داد که اجتماعی بودن چه قدر میتونه برای آدم خیر و برکت داشته باشه و منجر به رشد بشه.
یه عیب دیگمم اینه که خیلی محافظه کارم و این محافظه کاریم باعث شده مثل همون وبم یه مسیر صاف رو طی کنم بدون هیچ لذتی
در حالی که شیرینی و لذت زندگی به فراز و فرودهاست و باز همین فراز و فرودهاست که منجر به رشد آدم میشه

پ.ن:عنوان هم بخشی از جزوه امتحان دیروزمون بود
امان از این ایام امتحانات


۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۶ ، ۰۵:۴۶
گم نام
تو ایام انتخابات سر یکی از پستام با یکی از دوستان بلاگر یه درگیری لفظی پیدا کردم.
خیلی عصبانی بودم.
یادمه از شدت عصبانیت دستام میلرزید ولی یهو از اون اوج عصبانیت به یه آرامش عجیبی رسیدم جوری که خودمم تعجب کرده بودم از این آرامش و هی به خودم میگفتم چی شد؟
خیلی حس عجیبی بود.

بعدها این قضیه رو با اون دوستمون درمیون گذاشتم.بهم گفت اون زمان از جوابی که به کامنتم داده بودی دلم شکست.وقتی کسی دلمو میشکنه من حس تقرب خوبی نسبت به خدا پیدا میکنم و در حق کسی که دلمو شکسته دعا میکنم.شاید اثر اون دعای من با اون حال دل شکستگی بوده.

حالا کاری به حرف این دوستمون ندارم.شاید اون آرامش عجیب من یه واکنش طبیعی بوده بعد از اون میزان از عصبانیت ولی داشتم به اثر فکر میکردم.
شاید خیلی از چیزهایی که ما بهشون اصلا توجهی نداریم اثر خوب و بدی روی زندگی و حال و روزمون داشته باشه.
اثر یه دعا
اثر یه کار خوب
اثر یه گناه
اثر یه ذکر
و...

قبلا گفته بودم من حرفا خوب تو ذهنم میمونه.
یاد حرف یه بنده خدایی افتادم که بهم گفت برو گلزار شهدا سر یه مزاری همینجوری بشین اثر خودشو میذاره
۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۶ ، ۰۵:۳۲
گم نام
یه چیزی هم هست به اسم شور و شوق زندگی که تو آدمای چهل پنجاه ساله بیشتر از ما دیده میشه
هیچ شور و شوقی واسه زندگی ندارم
دلمرده ی دلمرده
۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۶ ، ۲۱:۰۵
گم نام
پنجشنبه سر کلاس به ی گفتم یادته هاشمی مرده بود ما امتحان داشتیم من اومدم تو گروه نوشتم "حالا ما با چه روحیه ای درس بخونیم؟"
تو هم نوشته بودی "صدای قاری و گریه های مادر"
ی بهم میگفت:من نوشتم؟اصلا یادم نمیاد
بهش گفتم آره تو نوشته بودی،نمیدونم چی شده بود که من نوشته بودم "صدای گریه حضار" تو هم در جوابم نوشته بودی صدای قاری و گریه های مادر
باز هم ی میگفت یادم نمیاد

این چیزی که من به ی میگفتم یادته و با این جزئیات و انقدر دقیق تو ذهنم مونده بود مربوط به یه چیزی حدود یه سال پیش میشد
خودم قبلا اصلا به این مسئله توجه نداشتم که انقدر خوب جملات تو ذهنم میمونه
یا اینکه چه قدر دقیق به رفتار دیگران توجه میکنم
همونجا سر کلاس داشتم به این فکر میکردم این که من انقدر دقیق یه مکالمه ی ساده تو تلگرام اونم مربوط به یه سال پیش تو ذهنم مونده جایی تو زندگی هم به دردم میخوره؟
حداقل اینو میدونم که یه جاهایی برام خیلی جذاب میشه
چون چیزی بوده که خودم بهش توجه نداشتم ولی از صحبتام با دیگران بهش پی بردم
مثلا تو همین فضای وب با جملاتی مثل "شما هنوز فلان موضوع رو یادتونه" یا "چه دقت نظری" و ... رو به رو شدم
یه جور حس شگفتی به بقیه دست میده که خیلی برام جذابه
حالا شاید بعدا بیشتر درموردش نوشتم.

۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۶ ، ۰۳:۳۵
گم نام
از یه جایی به بعد انگار یه قفل زدن به زندگیم
از یه جایی به بعد زندگیم شد سکون و توقف
از یه جایی به بعد زندگی نکردم فقط روزها رو سپری کردم
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۶ ، ۰۲:۵۹
گم نام
خیلی دوست دارم درباره شهدا و نوع نگاهشون تحقیق کنم.
یه چند وقتیه وصیت نامه شهدا رو میخونم.
تصمیم گرفتم به مدت 14 روز وصیت نامه 14 تا شهید رو بذارم اینجا.
اینجوری میشه گفت یه جورایی داریم دسته جمعی درباره شهدا و نوع نگاهشون مطالعه میکنیم
به نظرم مطالعه جمعی برکت بیشتری داره
خیلی اهل مقدمه چینی نیستم سریع میرم سراغ اولین وصیت نامه
به عنوان اولین وصیت نامه تصمیم گرفتم وصیت نامه شهید دین شعاری رو اینجا بذارم.

متن وصیت نامه شهید دین شعاری


بسم رب الشهدا و الصدیقین السلام علیک یا اباعبدالله و علی‌الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام‌الله ابداً ما بقیت و بقی‌الیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم، السلام علی الحسین و علی علی‌بن‌الحسین و …….

با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و تمامی شهدای اسلام و امت شهیدپرور ایران و با سلام به خانواده محترم و درود و رحمت به روح پدر و مادرم. شهادت یعنی انتقال یافتن از زندگی مادی به زندگی معنوی و الهی و شهادت در مکتب اسلام یک مسأله انتخابی است که انسان کامل با تمام آگاهی آن را انتخاب می‌کند و با شهادت خویش شمع راه انسان‌های پاک و نورانی می‌شود . من با انتخاب آگاهانه راه شهیدان را تا رسیدن به ساحل سعادت ادامه خواهم داد؛ اگر لیاقت شهادت داشته باشم .بنابراین من راهم را انتخاب کرده ام .امیدوارم که شما هم ‌خط مرا (ولایت فقیه و برگزیدن راه شهادت) را انتخاب کنید. برادران در زمانی که اسلام در خطر است همانطوریکه امام عزیز قلب تپنده امت فرمود‌ : به کسانیکه توانایی داشته باشند واجب می‌شود که برای پاسداری از حریم اسلام و قرآن به مقابله با دشمن برخیزند و مواظب باشید که این جنایتکاران هر روز برای نابودی جمهوری اسلامی ایران نقشه می‌کشند .اما شما همانطوریکه تا به حال نقشه آنها را با اتکال به الله نقش بر آب کرده ایید؛ حالا هم هوشیار باشید که انشا‌الله کاری از دستشان ساخته نیست. اما نگذارید ریشه بگیرند و چند جمله از جملات گهربار امام امت و مسئولین کشور که می‌فرمایند باید فراموش نکنیم که در جنگ با آمریکا هستیم و ما متکی به خدا هستیم و با اتکال به خدا از هیچ ابرقدرتی ترسی نداریم و ما مثل امام حسین (ع) در جنگ وارد شویم و مثل حسین (ع) باید به شهادت برسیم و تا آنجایی در خاک عراق پیش می‌رویم که خواسته‌هایمان را بگیریم و هرگز زیر بار ذلت نخواهیم رفت. هیهات من الذله. در آخر از رزمندگان می‌خواهم که جبهه را گرم نگاه داشته و گوش به فرمان رهبر و تا آخرین نفس استقامت کنید که الان استقامت لازم است.

 در آخر وصایای شخصی من….. وسایل نظامی من از قبیل لباس و غیره را بعد از شهادتم کسی که از خانواده به منطقه می‌رود استفاده کند در غیر این صورت به مراکز سپاه تحویل دهید. مقدار پولی هست برای کفن و دفن که انشا‌الله لازم نمی‌شود؛ چون آرزویم این است که در صحنه نبرد تکه تکه شوم تا در روز قیامت در پیش سالار شهیدان اباعبدالله و سایر شهدا سرافکنده نباشم….. درمراسم عزاداری من روضه بی‌بی حضرت زهرا (س) خوانده شود چون من از داشتن مادر و پدر محروم بوده‌ام. در آخر از همه خواهران و برادران و آشنایان می‌خواهم که اگر از من بدی دیده‌اند حلال کنند برادران از استغفار و دعا دور نشوید (دعای کمیل و نماز جمعه) که بهترین درمان برای تسکین دردها است.امام را تنها نگذارید که او حسین زمان است و هرکس او را تنها گذارد؛ امام زمان را تنها گذاشته است.

۴ نظر ۰۳ دی ۹۶ ، ۱۲:۵۹
گم نام