گمنام

گمنام

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

۴۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

سال اول یا دوم دبیرستان بودم یکی از بچه ها که نه هم سن بودیم نه منو میشناخت و نه باهاش شوخی داشتم هر سری که منو میدید خوشمزگیش گل میکرد منم چیزی نمی گفتم بهش

یه سری اعصابم خورد شد و یه برخورد فیزیکی باهاش داشتم، از اون موقع به بعد هر موقع منو میدید دیگه هیچی نمیگفت

یه بار یه تصمیم قاطعانه گرفتم و برای همیشه آرامش داشتم

شاید خیلی ها بگن وای نه نباید اینجوری برخورد کرد باید منطقی به گفتگو نشست و ...

ولی حقیقت اینه که خیلی از کسانی که این اراجیف رو میگن به وقتش برای آرامش خودشون حاضرن همین حرفایی که میزنن رو زیر پا بذارن

مهم آرامش خود آدمه اونم تو دنیایی که همه به فکر خودشونن

الانم تو زندگیم خیلی جاها شل کن سفت کن در میارم

یه بار میگم فلان حرفو نزنم فلانی ناراحت نشه

این تصمیم رو نگیره بهمان میشه

ولی باید تو یه لحظه اون حرکت انتحاری شبیه همون برخورد فیزیکیم رو انجام بدم تا برای یک عمر آرامش داشته باشم

مهم آرامش خود آدمه

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۲۱
گم نام

وقتی خواب یه سری اتفاقات که در گذشته برات افتاده رو میبینی یعنی یه سری مسائل رو هنوز هضم نکردی

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۱۹
گم نام
تو این ماه خوب خدا برای ما هم دعا کنید که بدجوری محتاج دعام
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۳۲
گم نام
و هر روز به این نتیجه میرسم خودم اون چیزی هستم که گمش کردم
۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۸:۵۶
گم نام
خیلی خالی از عشق و سرد و بی روح شدم
میترسم از این وضعیت و هر چی هم تلاش میکنم نتیجه عکس میده

+چیزی که می دونم اینه که اصلا حالم خوب نیست
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۶:۰۶
گم نام
عقل و منطق و ۰۰۰ رو گذاشتم کنار و همه چی رو سپردم دست خدا و دارم میرم جلو
گاهی باید یه نمی دونم به خیلی از افکارت بگی و بری جلو

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۴:۵۲
گم نام

دلم برای خودم خیلی تنگ شده

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۴:۳۴
گم نام
1-یکی از دوستان وب نویس در توصیه ای به دوستش که گفته بوده کار نیست گفتن برو کارگری کن و کسب حلال داشته باش
اون بنده خدا هم گفته این همه درس خوندم که برم کارگری؟
که خب اون دوست وب نویسمون هم موافق نبودن
2-یه سری من به همین دوستمون گفتم شما تو ایام انتخابات رفتید برای یه بنده خدایی که برای کاندیدای مورد نظر شما پست گذاشته بود کامنت گذاشتید بابت صبر و شکیبایی شما ممنونم
حالا اون بنده خدا چیکار کرده بود که ایشون از صبر و شکیباییش تشکر کرده بود
کارش این بود که از هر نظر مخالفی با ادبیات تندش پذیرایی میکرد
البته منکر این نیستم که خیلی از کامنتایی که برای ایشون اومده بود توهین آمیز بود ولی نه همشون
وقتی من این مسئله رو با دوست وب نویسمون در میون گذاشتم فرمودن ببین به نظرم اینکه بخوای کامنت تند رو با نرمی جواب بدی عین اسکل بازیه
3-همون طور که میبینید  این دوستمون تو مورد یک اینکه کسی درس بخونه بعد بره کارگری رو عین اسکل بازی نمیدونه ولی اینکه کسی کامنت تندی رو با نرمی جواب بده رو عین اسکل بازی میدونه
دوستمون تو مورد یک یه نگاه آرمانی داره ولی به خودش که میرسه...
توی وبش هم پره از این مطالب آرمانی و البته دم از عقلانیت زدن ولی مهم اینه که چه قدر این مطالب آرمانی قابل عمله؟
دنیا پره از آدمایی که برای بقیه آرمانی نظر میدن ولی به خودشون که میرسه به توانشون نگاه میکنن
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۲:۰۳
گم نام
1-بچه که بودم معتقد بودم تقلب کردن ضایع کردن حق بقیه است و پای این اعتقادم محکم بودم
هر کسی بهم میگفت بهم برسون بهش هیچی نمیرسوندم
حتی یادمه یکی از دوستام که بهش نرسونده بودم بهم گفت خیلی ترسویی
یعنی نرسوندن من رو به پای ترسم گذاشت ولی برای من اصلا مهم نبود اون چی میگه
2-خیلی از مسائلم رو با جملات طلایی ای که برای خودم داشتم حل میکردم
مثلا هر وقت برای درس خوندن تنبلی میکردم به خودم میگفتم"بشینی پاش رفتی" و با همین یه جمله مینشستم سر درس و مشقم
یا هر وقت پیش خودم میگفتم من چرا اینجوریم من چرا اونجوریم با یه جمله خودم رو آروم میکردم.به خودم میگفتم"هر کسی یه خصوصیاتی داره"
یا بعد از تعطیلات عید وقتی زورم میومد برم مدرسه برای اینکه سختی مدرسه رفتن رو کم کنم به خودم میگفتم "چشم رو هم بذاری تموم شده"
3-الان دقیقا بر عکس اون موقع هام هستم
هر جور حساب میکنم میبینم اون موقع بزرگتر بودم
۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۳۳
گم نام
کاش قدر خودمو بیشتر میدونستم
بلد نیستم قدر خودمو بدونم
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۴۷
گم نام